whopper

[ایالات متحده]/'wɒpə/
[بریتانیا]/'wɑpɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دروغ بزرگ؛ چیز عظیم
Word Forms
جمعwhoppers

عبارات و ترکیب‌ها

a juicy whopper

یک همبرگر آبدار

جملات نمونه

He told a whopper of a lie to cover up his mistake.

او یک دروغ بزرگ برای پوشاندن اشتباهش تعریف کرد.

She ordered a whopper burger with extra cheese.

او یک همبرگر وپر بزرگ با پنیر اضافی سفارش داد.

The fisherman caught a whopper of a fish in the lake.

ماهیگیر یک ماهی بزرگ در دریاچه صید کرد.

The company announced a whopper of a deal with their competitor.

شرکت یک معامله بزرگ با رقیب خود اعلام کرد.

He came up with a whopper of an excuse for being late.

او یک بهانه بزرگ برای دیر رسیدن به ذهنش رسید.

The chef prepared a whopper of a meal for the special occasion.

سرآشپز یک وعده غذایی بزرگ برای مناسبت خاص آماده کرد.

The storm caused a whopper of a damage to the town.

طوفان باعث خسارت زیادی به شهر شد.

She received a whopper of a bonus for her outstanding performance.

او برای عملکرد برجستش یک پاداش بزرگ دریافت کرد.

The team scored a whopper of a victory in the championship game.

تیم یک پیروزی بزرگ در بازی قهرمانی کسب کرد.

The singer hit a whopper of a high note during the performance.

خواننده در طول اجرا یک نت بسیار بالا خواند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید