walloping

[ایالات متحده]/ˈwɒləpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈwɑːləpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بسیار بزرگ; عالی; فوق العاده; عالی
adv. به شدت; بسیار; به طور کامل
n. شکست; باخت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

walloping success

موفقیت بزرگ

walloping blow

ضربه بزرگ

walloping great

بزرگ و عالی

walloping amount

مقدار زیاد

walloping victory

پیروزی بزرگ

walloping headache

دردسر بزرگ

walloping surprise

غافلگیری بزرگ

walloping fun

سرگرمی بزرگ

walloping defeat

شکست بزرگ

walloping energy

انرژی زیاد

جملات نمونه

he received a walloping in the boxing match.

او در مسابقه بوکس شکست سختی خورد.

the kids had a walloping good time at the party.

بچه ها در مهمانی خوش گذشتند.

she gave him a walloping surprise for his birthday.

او یک سورپرایز بزرگ برای تولدش برای او گرفت.

they faced a walloping challenge in the competition.

آنها با یک چالش بزرگ در مسابقه روبرو شدند.

the storm caused a walloping amount of damage.

طوفان مقدار زیادی خسارت وارد کرد.

he took a walloping hit during the football game.

او در طول بازی فوتبال ضربه سختی خورد.

her walloping laughter filled the room.

خنده های بلند او اتاق را پر کرد.

they had a walloping debate over the issue.

آنها در مورد این موضوع بحث بزرگی داشتند.

the walloping price of the car surprised everyone.

قیمت بالای ماشین همه را شگفت زده کرد.

he gave a walloping performance at the concert.

او در کنسرت یک اجرا عالی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید