warrener

[ایالات متحده]/'wɒrənə/
[بریتانیا]/'wɔːrnər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صاحب یا نگهدارنده یک خرگوش‌زار
Word Forms
جمعwarreners

عبارات و ترکیب‌ها

warrener job

شغل وارنر

warrener duties

وظایف وارنر

warrener skills

مهارت‌های وارنر

warrener license

گواهینامه وارنر

warrener training

آموزش وارنر

warrener role

نقش وارنر

warrener position

موقعیت وارنر

warrener experience

تجربه وارنر

warrener responsibilities

مسئولیت‌های وارنر

warrener activities

فعالیت‌های وارنر

جملات نمونه

the warrener took great care of the rabbits.

ورنر به طور ویژه از خرگوش‌ها مراقبت می‌کرد.

as a warrener, he knew the best spots for hunting.

همانطور که یک ورنر بود، او می‌دانست بهترین مکان‌ها برای شکار کجا هستند.

the warrener's job was to manage the rabbit population.

وظیفه ورنر مدیریت جمعیت خرگوش‌ها بود.

she dreamed of becoming a skilled warrener one day.

او رویای تبدیل شدن به یک ورنر ماهر را در یک روز داشت.

the warrener set traps to catch the rabbits.

ورنر برای به دام انداختن خرگوش‌ها تله می‌گذاشت.

in the past, being a warrener was a respected profession.

در گذشته، بودن یک ورنر یک شغل مورد احترام بود.

the warrener shared tips on rabbit care with beginners.

ورنر نکات مراقبت از خرگوش‌ها را با افراد مبتدی به اشتراک گذاشت.

they hired a warrener to help control the rabbit infestation.

آنها یک ورنر استخدام کردند تا به کنترل آفت خرگوش‌ها کمک کند.

the local warrener was known for his expertise.

ورنر محلی به دلیل تخصصش شناخته شده بود.

he learned the trade of a warrener from his father.

او تجارت یک ورنر را از پدرش یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید