whap

[ایالات متحده]/wæp/
[بریتانیا]/wæp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شدت ضربه زدن یا کوبیدن
n. یک ضربه سنگین یا صدای کوبیده شده؛ یک سقوط ناگهانی؛ یک ضربه سنگین
vi. یک ضربه شدید وارد کردن؛ تسخیر کردن؛ شکست دادن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردwhaps
جمعwhaps
صفت یا فعل حال استمراریwhaping
زمان گذشتهwhaped
قسمت سوم فعلwhaped

عبارات و ترکیب‌ها

whap it

بر آن بزن

whap sound

صدای ضربه

whap away

دور بزن

whap back

برگشت بزن

whap down

پایین بزن

whap up

بالا بزن

whap on

روشن کن

whap together

با هم بزن

whap off

خاموش کن

whap around

دور بزن

جملات نمونه

he gave the table a whap to get rid of the dust.

او برای از بین بردن گرد و غبار، ضربه‌ای به میز زد.

she heard a loud whap as the ball hit the wall.

او صدای ضربه‌ای بلند را شنید، وقتی که توپ به دیوار برخورد کرد.

the teacher used a ruler to whap the desk for attention.

معلم از خط‌کش برای جلب توجه، ضربه‌ای به میز زد.

with a quick whap, he closed the book.

با ضربه‌ای سریع، او کتاب را بست.

the dog received a gentle whap on the nose for misbehaving.

سگ به دلیل بدرفتاری، ضربه‌ای ملایم به بینی‌اش زدند.

she gave the window a whap to shake off the ice.

او برای دور کردن یخ، ضربه‌ای به شیشه زد.

he felt a sudden whap of wind on his face.

ناگهان باد بر صورتش وزید.

after a whap from the teacher, the students quieted down.

بعد از ضربه‌ای از معلم، دانش‌آموزان آرام شدند.

the sound of the whap echoed in the empty room.

صدای ضربه در اتاق خالی طنین‌انداز شد.

he gave the car hood a whap to check for loose parts.

او برای بررسی قطعات شل، ضربه‌ای به کاپوت ماشین زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید