whap it
بر آن بزن
whap sound
صدای ضربه
whap away
دور بزن
whap back
برگشت بزن
whap down
پایین بزن
whap up
بالا بزن
whap on
روشن کن
whap together
با هم بزن
whap off
خاموش کن
whap around
دور بزن
he gave the table a whap to get rid of the dust.
او برای از بین بردن گرد و غبار، ضربهای به میز زد.
she heard a loud whap as the ball hit the wall.
او صدای ضربهای بلند را شنید، وقتی که توپ به دیوار برخورد کرد.
the teacher used a ruler to whap the desk for attention.
معلم از خطکش برای جلب توجه، ضربهای به میز زد.
with a quick whap, he closed the book.
با ضربهای سریع، او کتاب را بست.
the dog received a gentle whap on the nose for misbehaving.
سگ به دلیل بدرفتاری، ضربهای ملایم به بینیاش زدند.
she gave the window a whap to shake off the ice.
او برای دور کردن یخ، ضربهای به شیشه زد.
he felt a sudden whap of wind on his face.
ناگهان باد بر صورتش وزید.
after a whap from the teacher, the students quieted down.
بعد از ضربهای از معلم، دانشآموزان آرام شدند.
the sound of the whap echoed in the empty room.
صدای ضربه در اتاق خالی طنینانداز شد.
he gave the car hood a whap to check for loose parts.
او برای بررسی قطعات شل، ضربهای به کاپوت ماشین زد.
whap it
بر آن بزن
whap sound
صدای ضربه
whap away
دور بزن
whap back
برگشت بزن
whap down
پایین بزن
whap up
بالا بزن
whap on
روشن کن
whap together
با هم بزن
whap off
خاموش کن
whap around
دور بزن
he gave the table a whap to get rid of the dust.
او برای از بین بردن گرد و غبار، ضربهای به میز زد.
she heard a loud whap as the ball hit the wall.
او صدای ضربهای بلند را شنید، وقتی که توپ به دیوار برخورد کرد.
the teacher used a ruler to whap the desk for attention.
معلم از خطکش برای جلب توجه، ضربهای به میز زد.
with a quick whap, he closed the book.
با ضربهای سریع، او کتاب را بست.
the dog received a gentle whap on the nose for misbehaving.
سگ به دلیل بدرفتاری، ضربهای ملایم به بینیاش زدند.
she gave the window a whap to shake off the ice.
او برای دور کردن یخ، ضربهای به شیشه زد.
he felt a sudden whap of wind on his face.
ناگهان باد بر صورتش وزید.
after a whap from the teacher, the students quieted down.
بعد از ضربهای از معلم، دانشآموزان آرام شدند.
the sound of the whap echoed in the empty room.
صدای ضربه در اتاق خالی طنینانداز شد.
he gave the car hood a whap to check for loose parts.
او برای بررسی قطعات شل، ضربهای به کاپوت ماشین زد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید