wheatlands

[ایالات متحده]/wiːt.lənd/
[بریتانیا]/wit.lənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمین مناسب برای کشت گندم؛ مزرعه گندم

عبارات و ترکیب‌ها

wheatland area

منطقه حاصلخیز

wheatland farming

کشاورزی در مناطق حاصلخیز

wheatland region

منطقه حاصلخیز

wheatland crops

محصولات حاصلخیز

wheatland soil

خاک حاصلخیز

wheatland yield

بازدهی حاصلخیزی

wheatland harvest

حاصل‌گیری از مناطق حاصلخیز

wheatland growth

رشد در مناطق حاصلخیز

wheatland ecosystem

اکوسیستم حاصلخیز

wheatland management

مدیریت مناطق حاصلخیز

جملات نمونه

the wheatland stretches as far as the eye can see.

زمین‌های گندم به راستی تا چشم کار می‌کند گسترده شده‌اند.

farmers rely on wheatland for their livelihood.

کشاورزان برای گذران زندگی خود به زمین‌های گندم متکی هستند.

wheatland is essential for food production.

زمین‌های گندم برای تولید غذا ضروری هستند.

we took a scenic drive through the wheatland.

ما یک رانندگی تماشایی در میان زمین‌های گندم داشتیم.

the wheatland was golden under the summer sun.

زمین‌های گندم در زیر نور خورشید تابستان طلایی بودند.

harvesting takes place in the wheatland every autumn.

هر پاییز برداشت محصول در زمین‌های گندم انجام می‌شود.

wheatland provides habitat for various wildlife.

زمین‌های گندم زیستگاه حیات وحش مختلف را فراهم می‌کنند.

they planted new seeds in the wheatland this spring.

آنها این بهار بذر جدیدی در زمین‌های گندم کاشتند.

the beauty of the wheatland attracts many tourists.

زیبایی زمین‌های گندم بسیاری از گردشگران را جذب می‌کند.

wheatland management is crucial for sustainable farming.

مدیریت زمین‌های گندم برای کشاورزی پایدار بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید