wheaty bread
نان گندمی
wheaty smell
بوی گندمی
wheaty color
رنگ گندمی
wheaty fields
میدانهای گندمی
getting wheaty
در حال گندمی شدن
wheaty taste
طعم گندمی
wheaty harvest
جمعآوری گندم
wheaty flour
فرن گندمی
wheaty aroma
عطر گندمی
golden wheaty
گندمی طلایی
she baked a wheaty loaf of bread for the family.
او یک نان گندمی برای خانواده پخت.
the wheaty aroma filled the kitchen with warmth.
بوی گندمی کitchen را با گرمی پر کرد.
he prefers wheaty crackers over regular ones.
او به جای نانکهای معمولی، نانکهای گندمی را ترجیح میدهد.
the restaurant offered a wheaty pasta dish.
رستوران یک غذای پاستا گندمی ارائه داد.
we bought wheaty flour for making pancakes.
ما گوشت گندمی برای ساخت نانهای پانکیک خریدیم.
the dog enjoyed a wheaty biscuit as a treat.
سگ با یک کیک گندمی به عنوان یک مورد لذت برده.
she added wheaty bran to her morning smoothie.
او گندمی را به شربت صبح خود اضافه کرد.
the farmer grew a field of wheaty grain.
کشاورز یک مزرعه گندم زاری را کاشت.
he made a wheaty pizza dough from scratch.
او از اول یک تهیه پیتزا گندمی ساخت.
the recipe called for wheaty cereal for breakfast.
این رецیپت برای صبحانه گندمی نیاز داشت.
she chose a wheaty bagel with cream cheese.
او یک بیگم گندمی با چیز دوغ سفید انتخاب کرد.
wheaty bread
نان گندمی
wheaty smell
بوی گندمی
wheaty color
رنگ گندمی
wheaty fields
میدانهای گندمی
getting wheaty
در حال گندمی شدن
wheaty taste
طعم گندمی
wheaty harvest
جمعآوری گندم
wheaty flour
فرن گندمی
wheaty aroma
عطر گندمی
golden wheaty
گندمی طلایی
she baked a wheaty loaf of bread for the family.
او یک نان گندمی برای خانواده پخت.
the wheaty aroma filled the kitchen with warmth.
بوی گندمی کitchen را با گرمی پر کرد.
he prefers wheaty crackers over regular ones.
او به جای نانکهای معمولی، نانکهای گندمی را ترجیح میدهد.
the restaurant offered a wheaty pasta dish.
رستوران یک غذای پاستا گندمی ارائه داد.
we bought wheaty flour for making pancakes.
ما گوشت گندمی برای ساخت نانهای پانکیک خریدیم.
the dog enjoyed a wheaty biscuit as a treat.
سگ با یک کیک گندمی به عنوان یک مورد لذت برده.
she added wheaty bran to her morning smoothie.
او گندمی را به شربت صبح خود اضافه کرد.
the farmer grew a field of wheaty grain.
کشاورز یک مزرعه گندم زاری را کاشت.
he made a wheaty pizza dough from scratch.
او از اول یک تهیه پیتزا گندمی ساخت.
the recipe called for wheaty cereal for breakfast.
این رецیپت برای صبحانه گندمی نیاز داشت.
she chose a wheaty bagel with cream cheese.
او یک بیگم گندمی با چیز دوغ سفید انتخاب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید