wheaty

[ایالات متحده]/[ˈwiː.ti]/
[بریتانیا]/[ˈwiː.ti]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه به گندم یا دارای طعم گندم؛ مربوط به گندم یا محصولات گندم.

عبارات و ترکیب‌ها

wheaty bread

نان گندمی

wheaty smell

بوی گندمی

wheaty color

رنگ گندمی

wheaty fields

میدان‌های گندمی

getting wheaty

در حال گندمی شدن

wheaty taste

طعم گندمی

wheaty harvest

جمع‌آوری گندم

wheaty flour

فرن گندمی

wheaty aroma

عطر گندمی

golden wheaty

گندمی طلایی

جملات نمونه

she baked a wheaty loaf of bread for the family.

او یک نان گندمی برای خانواده پخت.

the wheaty aroma filled the kitchen with warmth.

بوی گندمی کitchen را با گرمی پر کرد.

he prefers wheaty crackers over regular ones.

او به جای نانک‌های معمولی، نانک‌های گندمی را ترجیح می‌دهد.

the restaurant offered a wheaty pasta dish.

رستوران یک غذای پاستا گندمی ارائه داد.

we bought wheaty flour for making pancakes.

ما گوشت گندمی برای ساخت نان‌های پانکیک خریدیم.

the dog enjoyed a wheaty biscuit as a treat.

سگ با یک کیک گندمی به عنوان یک مورد لذت برده.

she added wheaty bran to her morning smoothie.

او گندمی را به شربت صبح خود اضافه کرد.

the farmer grew a field of wheaty grain.

کشاورز یک مزرعه گندم زاری را کاشت.

he made a wheaty pizza dough from scratch.

او از اول یک تهیه پیتزا گندمی ساخت.

the recipe called for wheaty cereal for breakfast.

این رецیپت برای صبحانه گندمی نیاز داشت.

she chose a wheaty bagel with cream cheese.

او یک بیگم گندمی با چیز دوغ سفید انتخاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید