whittle

[ایالات متحده]/ˈwɪtl/
[بریتانیا]/ˈwɪtl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کاهش دادن; بریدن; کاهش; تضعیف
vi. کنده کاری; کنده کاری چوب; آسیب به بدن
n. چاقوی کنده کاری
Word Forms
قسمت سوم فعلwhittled
شکل سوم شخص مفردwhittles
صفت یا فعل حال استمراریwhittling
جمعwhittles
زمان گذشتهwhittled

عبارات و ترکیب‌ها

whittle away

کاهش تدریجی

whittle down

کاهش دادن

whittle into shape

به شکل تراشیدن

whittle a stick

چوب تراشیدن

whittle a figure

مجسمه کوچک تراشیدن

whittle a sculpture

مجسمه تراشیدن

whittle a design

طرح تراشیدن

جملات نمونه

whittle away a fortune

ثروت را کم کم از بین ببر

whittle a toy boat.

چندیدن یک قایق اسباب‌بازی.

the shortlist of fifteen was whittled down to five.

لیست کوتاه ۱۵ نفره به ۵ نفر کاهش یافت.

Other ways to whittle down banks are thinkable.

راه‌های دیگر برای کاهش بانک‌ها قابل فکر کردن است.

whittled down the debt by making small payments.

با پرداخت‌های کوچک، بدهی را کاهش داد.

The government’s majority has been whittled down to eight.

اکثریت دولت به هشت نفر کاهش یافته است.

Our lead (= in a sports competition, for example) was being gradually whittled away.

به تدریج، پیشرفت ما (به عنوان مثال، در یک مسابقه ورزشی) در حال از بین رفتن بود.

Whittled by a half million years of wind and rain, the haunting claystone hills and buttes of Badlands National Park rise above the surrounding sea of grasslands.

این تپه‌ها و صخره‌های خاک رس نماینده پارک ملی بدلندز که در اثر نیمی میلیون سال وزش باد و باران شکل گرفته‌اند، بر فراز دریای علفزار اطراف خود سر برآورده‌اند.

نمونه‌های واقعی

The once numerous field of presidential candidates has been whittled down.

زمینه نامزدهای ریاست جمهوری که زمانی بسیار زیاد بود، به تدریج کاهش یافته است.

منبع: CNN 10 Student English April 2020 Collection

As often happens in Italy, a daunting punishment has been whittled down to a mild reproof.

همانطور که اغلب در ایتالیا اتفاق می افتد، یک مجازات ترسناک به یک توبیخ خفیف کاهش یافته است.

منبع: The Economist (Summary)

Sand is made when rocks are slowly whittled down into tiny little pebble grains.

شن زمانی ایجاد می شود که سنگ ها به آرامی به ذرات کوچک شن تبدیل می شوند.

منبع: One Hundred Thousand Whys

He was very good at whittling, too.

او هم در تراشیدن چوب خیلی خوب بود.

منبع: American Elementary School English 3

Eight years in the making, Mr Paulin's poetry has been whittled down over years of revision.

پس از هشت سال ساخت، شعر آقای پولین در طول سال ها بازبینی کاهش یافته است.

منبع: The Economist - Arts

When the menopause arrives, that has been whittled down below 1,000, which are likely to be duds.

هنگامی که یائسگی فرا می رسد، آن به زیر 1000 کاهش می یابد که احتمالاً بی فایده هستند.

منبع: The Economist - Technology

They found that individuals had preferences for different kinds of drumsticks usually distinctively whittled down from small branches.

آنها دریافتند که افراد ترجیحات متفاوتی برای انواع مختلف چوبک طبل دارند که معمولاً به طور متمایزی از شاخه های کوچک تراشیده می شوند.

منبع: BBC Listening Collection September 2023

Some businesses are using artificial intelligence to whittle down a field of job applicants.

برخی از مشاغل از هوش مصنوعی برای کاهش دامنه متقاضیان استخدام استفاده می کنند.

منبع: CNN 10 Student English January 2020 Collection

We whittled it down over time and picked two on last Friday.

ما آن را در طول زمان کاهش دادیم و جمعه گذشته دو مورد را انتخاب کردیم.

منبع: VOA Standard English_Americas

After that, ballots are sent out and the nominations are whittled down by Academy members.

پس از آن، تعرفات ارسال می شوند و نامزدها توسط اعضای آکادمی انتخاب می شوند.

منبع: CNN Selected July 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید