whittled

[ایالات متحده]/ˈwɪtld/
[بریتانیا]/ˈwɪtld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته whittle، برای بریدن یا شکل دادن چوب؛ به تدریج کاهش یافتن در اندازه

عبارات و ترکیب‌ها

whittled down

کاهش یافته

whittled away

از بین برده شده

whittled off

حذف شده

whittled into

حک شده در

whittled away time

وقت تلف شده

whittled to size

به اندازه در آمده

whittled down options

گزینه های کاهش یافته

whittled down choices

انتخاب های کاهش یافته

whittled down list

لیست کاهش یافته

whittled down budget

بودجه کاهش یافته

جملات نمونه

he whittled the stick into a sharp point.

او چوب را به نوکی تیز تراشید.

over the years, she whittled down her collection of books.

در طول سال‌ها، او مجموعه کتاب‌های خود را کاهش داد.

the team whittled the list of candidates to three.

تیم لیست نامزدها را به سه نفر کاهش داد.

she whittled away at the problem until she found a solution.

او تا زمانی که راه حلی پیدا کرد، به حل مشکل پرداخت.

the budget was whittled down due to unexpected expenses.

به دلیل هزینه‌های پیش‌بینی نشده، بودجه کاهش یافت.

he whittled his time down to just a few minutes.

او زمان خود را به چند دقیقه کاهش داد.

they whittled the project timeline to meet the deadline.

آنها جدول زمانی پروژه را برای رسیدن به مهلت مقرر کاهش دادند.

she whittled her worries away by focusing on her work.

او با تمرکز بر روی کار خود، نگرانی‌های خود را از بین برد.

the artist whittled the wood until it resembled a bird.

هنرمند چوب را تا زمانی که شبیه پرنده شد، تراشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید