pare

[ایالات متحده]/peə(r)/
[بریتانیا]/per/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پوست کندن; بریدن; کاهش دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

pare down

کاهش دادن

pare expenses

کاهش هزینه ها

pare back

کاهش دادن

pare off

حذف کردن

pare fruit

پوست میوه ها را کندن

pare nails

ناخن ها را کوتاه کردن

pare meat

گوشت را پوست کندن

pare vegetables

سبزیجات را پوست کندن

جملات نمونه

she carefully pares the vegetables

او با دقت سبزیجات را پوست می‌گیرد

he uses a knife to pare the excess fat from the meat

او از یک چاقو برای پوست‌گیری چربی اضافی از گوشت استفاده می‌کند

I need to pare down my expenses

من باید هزینه‌هایم را کاهش دهم

they decided to pare back the project

آنها تصمیم گرفتند پروژه را کاهش دهند

it's time to pare away the unnecessary details

وقت آن رسیده است که جزئیات غیرضروری را حذف کنیم

the sculptor pares away the excess clay

مجسمه‌ساز خاک اضافی را از بین می‌برد

she pares her nails every week

او هر هفته ناخن‌هایش را پوست می‌گیرد

the chef pares the potatoes before cooking

سرآشپز سیب‌زمینی‌ها را قبل از پختن پوست می‌گیرد

he likes to pare down his belongings to the essentials

او دوست دارد وسایلش را به ضروریات کاهش دهد

نمونه‌های واقعی

Might be a chance to pare back on unnecessary social entanglements.

شاید فرصتی برای کاهش درهم‌ریزی‌های اجتماعی غیرضروری وجود داشته باشد.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Financial firms, which make up over 90% of trading volumes, have also pared back.

شرکت‌های مالی که بیش از ۹۰ درصد حجم معاملات را تشکیل می‌دهند، نیز کاهش یافته‌اند.

منبع: The Economist (Summary)

Pared to the bone? - Pared to the bone.

تا استخوان تراشیده شده؟ - تا استخوان تراشیده شده.

منبع: Yes, Minister Season 3

First, banks, households and governments are paring their debts.

ابتدا، بانک‌ها، خانوارها و دولت‌ها بدهی‌های خود را کاهش می‌دهند.

منبع: The Economist - International

So, every year, they kind of pared it down.

بنابراین، هر سال، آنها تا حدودی آن را کاهش می‌دهند.

منبع: VOA Standard English_Americas

I can pare our position before the call.

من می‌توانم موقعیت ما را قبل از تماس کاهش دهم.

منبع: Billions Season 1

Nor does the horse feel pain when its hoofs are pared, and when iron shoes are nailed to them.

نه اسب هنگام تراشیدن سم خود احساس درد می‌کند و نه زمانی که زره‌های آهنی به آنها میخ می‌شوند.

منبع: British Students' Science Reader

I'm gonna get a paring knife, cut a hole into the breast.

من یک چاقوی پوسته‌گیری می‌گیرم، یک سوراخ در سینه ایجاد می‌کنم.

منبع: Gourmet Base

Namak pare is a deep-fried savory snack that is commonly found in Pakistan and India.

نامک پاره یک میان وعده خوشمزه و سرخ شده است که معمولاً در پاکستان و هند یافت می شود.

منبع: Perspective Encyclopedia of Gourmet Food

Private aviation was hit hard by the global financial crisis, when both companies and individuals sought to pare expenses.

هوانوردی خصوصی به شدت تحت تأثیر بحران مالی جهانی قرار گرفت، زمانی که هم شرکت‌ها و هم افراد به دنبال کاهش هزینه‌ها بودند.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید