| جمع | whizz-kids |
a whizz-kid
یک نابغه
young whizz-kid
نابغه جوان
be a whizz-kid
یک نابغه باشید
whizz-kid status
وضعیت نابغه
like a whizz-kid
مثل یک نابغه
future whizz-kid
نابغه آینده
the whizz-kid
آن نابغه
whizz-kid team
تیم نابغه
called a whizz-kid
که یک نابغه نامیده می شود
true whizz-kid
نابغه واقعی
she's a real whizz-kid, mastering the piano at just eight years old.
او یک نابغه واقعی است که در سن هشت سالگی پیانو را با مهارت فراوان مینوازد.
the young entrepreneur is a whizz-kid in the tech industry.
این کارآفرین جوان یک نابغه در صنعت فناوری است.
he's a coding whizz-kid, building apps in his spare time.
او یک نابغه برنامهنویسی است که در اوقات فراغت خود برنامههای کاربردی میسازد.
despite his age, he's a whizz-kid with a bright future ahead.
با وجود سنش، او یک نابغه است که آیندهای روشن در پیش دارد.
our new intern is a whizz-kid; we're lucky to have her.
کارآموز جدید ما یک نابغه است؛ خوشبختیم که او را داریم.
the team needs a whizz-kid to solve this complex problem.
تیم به یک نابغه برای حل این مشکل پیچیده نیاز دارد.
he's a financial whizz-kid, making smart investments.
او یک نابغه مالی است و سرمایهگذاریهای هوشمندانهای انجام میدهد.
she proved to be a whizz-kid in data analysis.
او ثابت کرد که در تجزیه و تحلیل دادهها یک نابغه است.
the company hired a whizz-kid to revamp their marketing strategy.
شرکت یک نابغه را استخدام کرد تا استراتژی بازاریابی خود را بازسازی کند.
he's a marketing whizz-kid with a knack for social media.
او یک نابغه بازاریابی با استعداد در رسانههای اجتماعی است.
she's a design whizz-kid, creating stunning visuals.
او یک نابغه طراحی است و تصاویر بصری خیرهکننده خلق میکند.
a whizz-kid
یک نابغه
young whizz-kid
نابغه جوان
be a whizz-kid
یک نابغه باشید
whizz-kid status
وضعیت نابغه
like a whizz-kid
مثل یک نابغه
future whizz-kid
نابغه آینده
the whizz-kid
آن نابغه
whizz-kid team
تیم نابغه
called a whizz-kid
که یک نابغه نامیده می شود
true whizz-kid
نابغه واقعی
she's a real whizz-kid, mastering the piano at just eight years old.
او یک نابغه واقعی است که در سن هشت سالگی پیانو را با مهارت فراوان مینوازد.
the young entrepreneur is a whizz-kid in the tech industry.
این کارآفرین جوان یک نابغه در صنعت فناوری است.
he's a coding whizz-kid, building apps in his spare time.
او یک نابغه برنامهنویسی است که در اوقات فراغت خود برنامههای کاربردی میسازد.
despite his age, he's a whizz-kid with a bright future ahead.
با وجود سنش، او یک نابغه است که آیندهای روشن در پیش دارد.
our new intern is a whizz-kid; we're lucky to have her.
کارآموز جدید ما یک نابغه است؛ خوشبختیم که او را داریم.
the team needs a whizz-kid to solve this complex problem.
تیم به یک نابغه برای حل این مشکل پیچیده نیاز دارد.
he's a financial whizz-kid, making smart investments.
او یک نابغه مالی است و سرمایهگذاریهای هوشمندانهای انجام میدهد.
she proved to be a whizz-kid in data analysis.
او ثابت کرد که در تجزیه و تحلیل دادهها یک نابغه است.
the company hired a whizz-kid to revamp their marketing strategy.
شرکت یک نابغه را استخدام کرد تا استراتژی بازاریابی خود را بازسازی کند.
he's a marketing whizz-kid with a knack for social media.
او یک نابغه بازاریابی با استعداد در رسانههای اجتماعی است.
she's a design whizz-kid, creating stunning visuals.
او یک نابغه طراحی است و تصاویر بصری خیرهکننده خلق میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید