wildcards

[ایالات متحده]/ˈwaɪldkɑːd/
[بریتانیا]/ˈwaɪldkɑrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کاراکتر یا نماد که می‌تواند یک یا چند کاراکتر را در یک جستجو یا پرس و جو نمایندگی کند؛ نوعی کارت که می‌تواند در بازی‌های مختلف برای نمایندگی هر کارتی استفاده شود

عبارات و ترکیب‌ها

wildcard entry

ورودی wildcard

wildcard search

جستجوی wildcard

wildcard character

حرف wildcard

wildcard match

تطابق wildcard

wildcard token

توکن wildcard

wildcard filter

فیلتر wildcard

wildcard pattern

الگوی wildcard

wildcard rule

قانون wildcard

wildcard usage

نحوه استفاده از wildcard

wildcard option

گزینه wildcard

جملات نمونه

using a wildcard can simplify your search.

استفاده از یک کاراکتر وایلدکارد می‌تواند جستجوی شما را ساده‌تر کند.

wildcards are useful in database queries.

کاراکترهای وایلدکارد در پرس و جوهای پایگاه داده مفید هستند.

she applied a wildcard character to filter results.

او از یک کاراکتر وایلدکارد برای فیلتر کردن نتایج استفاده کرد.

in programming, a wildcard can represent multiple values.

در برنامه‌نویسی، یک کاراکتر وایلدکارد می‌تواند چندین مقدار را نشان دهد.

the wildcard symbol is often an asterisk.

نماد وایلدکارد اغلب یک ستاره است.

he used a wildcard to broaden the search criteria.

او از یک کاراکتر وایلدکارد برای گسترش معیارهای جستجو استفاده کرد.

wildcards can help in pattern matching.

کاراکترهای وایلدکارد می‌توانند به تطبیق الگو کمک کنند.

many software applications support wildcard searches.

بسیاری از برنامه‌های کاربردی نرم‌افزاری از جستجوی با استفاده از وایلدکارد پشتیبانی می‌کنند.

wildcard entries can enhance flexibility in queries.

ورودی‌های وایلدکارد می‌توانند انعطاف‌پذیری در پرس و جوها را افزایش دهند.

using wildcards can save time in data retrieval.

استفاده از وایلدکارد می‌تواند در بازیابی داده‌ها صرفه‌جویی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید