wilderness-oriented

[ایالات متحده]/[ˈwɪldənɪs ˈɔːrɪəntɪd]/
[بریتانیا]/[ˈwɪldənɪs ˈɔːrɪəntɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.طراحی شده یا تطبیق یافته برای فعالیت‌های طبیعت‌گردی؛ متمرکز بر محیط‌های طبیعی؛ مربوط به یا ویژگی‌های اکتشاف یا بقای در طبیعت.

عبارات و ترکیب‌ها

wilderness-oriented activities

فعالیت‌های با گرایش به طبیعت

wilderness-oriented training

آموزش با گرایش به طبیعت

being wilderness-oriented

داشتن گرایش به طبیعت

wilderness-oriented gear

تجهیزات با گرایش به طبیعت

wilderness-oriented travel

سفر با گرایش به طبیعت

wilderness-oriented design

طراحی با گرایش به طبیعت

wilderness-oriented approach

رویکرد با گرایش به طبیعت

wilderness-oriented skills

مهارت‌های با گرایش به طبیعت

wilderness-oriented lifestyle

سبک زندگی با گرایش به طبیعت

wilderness-oriented courses

دوره‌های آموزشی با گرایش به طبیعت

جملات نمونه

the company specializes in wilderness-oriented adventure tours for families.

شرکت در زمینه تورهای ماجراجویانه طبیعت‌گردی برای خانواده‌ها تخصص دارد.

his wilderness-oriented photography captured the raw beauty of the landscape.

عکس‌های طبیعت‌گردی او، زیبایی خام منظره را به تصویر کشید.

we designed a wilderness-oriented curriculum for the outdoor education program.

ما یک برنامه درسی طبیعت‌گردی برای برنامه آموزش فضای باز طراحی کردیم.

the park offers a range of wilderness-oriented activities, from hiking to camping.

پارک طیف وسیعی از فعالیت‌های طبیعت‌گردی، از پیاده‌روی تا کمپینگ ارائه می‌دهد.

she's a wilderness-oriented guide with extensive knowledge of local flora and fauna.

او یک راهنمای طبیعت‌گردی با دانش گسترده در مورد گیاهان و جانوران محلی است.

the research focused on the impact of human activity on wilderness-oriented ecosystems.

تحقیقات بر تأثیر فعالیت‌های انسانی بر اکوسیستم‌های طبیعت‌گردی متمرکز بود.

he prefers a wilderness-oriented lifestyle, living off the grid in a remote cabin.

او ترجیح می‌دهد یک سبک زندگی طبیعت‌گردی داشته باشد و خارج از شبکه در یک کلبه دورافتاده زندگی کند.

the new policy aims to promote responsible and wilderness-oriented tourism.

سیاست جدید بر ترویج گردشگری مسئولانه و طبیعت‌گردی متمرکز است.

their business provides wilderness-oriented equipment and supplies for outdoor enthusiasts.

کسب و کار آنها تجهیزات و لوازم طبیعت‌گردی را برای علاقه‌مندان به فضای باز ارائه می‌دهد.

the film showcased the challenges and rewards of a wilderness-oriented expedition.

فیلم چالش‌ها و پاداش‌های یک سفر اکتشافی طبیعت‌گردی را به نمایش گذاشت.

he developed a wilderness-oriented training program for search and rescue teams.

او یک برنامه آموزشی طبیعت‌گردی برای تیم‌های جستجو و نجات توسعه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید