willingnesses

[ایالات متحده]/ˈwɪlɪŋnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈwɪlɪŋnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت آمادگی برای انجام کاری

عبارات و ترکیب‌ها

willingnesses to help

تمایل به کمک کردن

willingnesses to learn

تمایل به یادگیری

willingnesses for change

تمایل به تغییر

willingnesses to cooperate

تمایل به همکاری

willingnesses to accept

تمایل به پذیرش

willingnesses to participate

تمایل به مشارکت

willingnesses to adapt

تمایل به انطباق

willingnesses to share

تمایل به اشتراک گذاری

willingnesses for feedback

تمایل به دریافت بازخورد

willingnesses to negotiate

تمایل به مذاکره

جملات نمونه

her willingnesses to help others are truly admirable.

تمایل او به کمک به دیگران واقعاً قابل تحسین است.

the team's willingnesses to adapt to change led to their success.

تمایل تیم به سازگاری با تغییر منجر به موفقیت آنها شد.

his willingnesses to learn new skills impressed his manager.

تمایل او به یادگیری مهارت‌های جدید مدیر خود را تحت تأثیر قرار داد.

we need to assess the willingnesses of our employees.

ما باید تمایل کارمندان خود را ارزیابی کنیم.

the organization values the willingnesses of volunteers.

سازمان از تمایل داوطلبان قدردانی می‌کند.

her willingnesses to take risks paid off in the end.

تمایل او به پذیرش ریسک در نهایت نتیجه بخش بود.

his willingnesses to collaborate made the project successful.

تمایل او به همکاری باعث موفقیت پروژه شد.

the willingnesses of the community to support the initiative were overwhelming.

تمایل جامعه به حمایت از این طرح بسیار زیاد بود.

understanding the willingnesses of customers is crucial for business.

درک تمایل مشتریان برای کسب و کار بسیار مهم است.

her willingnesses to volunteer have inspired many others.

تمایل او به داوطلب شدن الهام بخش بسیاری دیگر بوده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید