wilter

[ایالات متحده]/[ˈwɪl.tə]/
[بریتانیا]/[ˈwɪl.tər]/

ترجمه

v. به لایه یا خم شدن؛ فرورفتن.
v. (wiltered, wiltering) باعث لایه یا خم شدن شدن.
n. شخصی که به سرعت لایه می‌شود؛ کسی که به راحتی ناامید می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

wilter away

پریشان شدن

wiltered leaves

برگ‌های پریشان

wilter under

پریشان شدن زیر

wiltered condition

وضعیت پریشان

wilter down

پریشان شدن به پایین

جملات نمونه

the lettuce wiltered quickly in the hot sun.

سرویج در زیر نور گرم خورشید سریعاً کم‌رنگ شد.

his enthusiasm began to wilter after weeks of rejection.

عشق و اشتیاق او پس از هفته‌هایی از رد شدن کم‌رنگ شد.

the flowers wiltered without enough water.

گل‌ها بدون آب کافی کم‌رنگ شدند.

the team's spirit wiltered under the pressure of the deadline.

روشمندی تیم تحت فشار مهلت کم‌رنگ شد.

the old paint on the wall began to wilter and peel.

رنگ قدیمی دیوار شروع به کم‌رنگ شدن و پوکیدن کرد.

my hopes began to wilter as the project failed.

امیدهای من وقتی پروژه ناکام شد کم‌رنگ شد.

the once vibrant colors of the fabric began to wilter.

رنگ‌های زیبای پارچه شروع به کم‌رنگ شدن کرد.

the plant wiltered despite my best efforts to revive it.

گیاه کم‌رنگ شد در حالی که من تمام تلاش خود را کردم تا آن را زنده کنم.

the deal wiltered under scrutiny from the investors.

این معامله تحت بررسی سرمایه‌گذاران کم‌رنگ شد.

the leaves wiltered and fell from the tree.

برگ‌ها کم‌رنگ شدند و از درخت افتادند.

the company's profits wiltered due to increased competition.

سود شرکت به دلیل افزایش رقابت کم‌رنگ شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید