wind-driven

[ایالات متحده]/[wɪnd ˈdraɪvn]/
[بریتانیا]/[wɪnd ˈdraɪvn]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. Driven by the wind.
adj. Driven or moved by the wind.; Powered by wind energy.

عبارات و ترکیب‌ها

wind-driven rain

باران حاصل وزش باد

wind-driven snow

برف حاصل وزش باد

wind-driven turbine

توربین بادی

wind-driven waves

امواج حاصل وزش باد

wind-driven vehicle

وسیله نقلیه بادی

wind-driven generator

ژنراتور بادی

wind-driven system

سیستم بادی

جملات نمونه

the wind-driven rain lashed against the windows.

باران شدید وزدگی به شیشه‌ها برخورد می‌کرد.

we watched the wind-driven waves crash against the shore.

ما شاهد آن بودیم که امواج شدید وزدگی به ساحل برخورد می‌کنند.

the wind-driven snow made driving conditions treacherous.

برف شدید وزدگی شرایط رانندگی را خطرناک می‌کرد.

a wind-driven turbine generates electricity efficiently.

یک توربین شدید وزدگی به طور کارآمد برق تولید می‌کند.

the wind-driven sailboat glided across the water.

قایق بادبانی شدید وزدگی به آرامی روی آب سر می‌خورد.

the fire spread quickly due to wind-driven conditions.

آتش به دلیل شرایط شدید وزدگی به سرعت گسترش یافت.

the wind-driven dust storm reduced visibility to near zero.

طوفان شن شدید وزدگی دید را به صفر نزدیک کاهش داد.

we sought shelter from the wind-driven hail.

ما برای محافظت از خود در برابر تگرگ شدید وزدگی پناه گرفتیم.

the wind-driven leaves swirled around our feet.

برگ‌های شدید وزدگی دور پای ما می‌چرخیدند.

the wind-driven currents shaped the coastline over time.

جریانات شدید وزدگی در طول زمان شکل ساحل را تغییر دادند.

the wind-driven kite soared high in the sky.

بادبادک شدید وزدگی در آسمان به پرواز درآمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید