windburn

[ایالات متحده]/ˈwɪndbɜːn/
[بریتانیا]/ˈwɪndbɜːrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. التهیج و قرمزی پوست ناشی از مواجهه با باد
v. باعث شدن یا رنجیدن از سوزش بادی
شکل‌های واژه
جمعwindburns

عبارات و ترکیب‌ها

windburned skin

پوست سوزش دیده از باد

get windburn

سوزش از باد بگیرید

prevent windburn

از سوزش از باد جلوگیری کنید

windburned cheeks

گونه‌های سوزش دیده از باد

avoid windburn

از سوزش از باد پرهیز کنید

windburn relief

کاهش سوزش از باد

severe windburn

سوزش از باد شدید

windburn treatment

درمان سوزش از باد

windburned nose

بینی سوزش دیده از باد

windburn symptoms

симptom‌های سوزش از باد

جملات نمونه

the hiker suffered severe windburn on his cheeks after climbing the mountain in strong winds.

تکلیف چهرهٔ کوهنورد پس از صعود به کوه در بادهای شدید، سوختگی بادی شدیدی داشت.

she applied aloe vera gel to treat the painful windburn on her face.

او ژل عصارهٔ آلوئهٔ ورا را روی چهرهٔ خود برای درمان سوختگی بادی دردناک زد.

skiers often get windburn if they don't use protective face cream.

سوارهای اسکی اگر از کرم چهرهٔ حفاظتی استفاده نکنند، اغلب سوختگی بادی می‌گیرند.

the toddler's delicate skin was prone to windburn during the winter months.

پوست نرم کودک در ماه‌های زمستانی به سوختگی بادی مستعد بود.

he felt immediate relief after applying the specialized windburn cream.

او پس از استفاده از کرم سوختگی بادی ویژه، راحتی فوری حس کرد.

outdoor workers are at high risk of developing windburn on exposed skin.

کارگران بیرونی در معرض خطر بالایی برای ایجاد سوختگی بادی روی پوست نمایش داده شده‌اند.

the sailor returned to shore with noticeable windburn across his nose and forehead.

نفر دریانورد پس از بازگشت به ساحل، سوختگی بادی قابل توجهی روی بینی و چهره‌اش داشت.

cyclists should wear protective masks to prevent windburn during long rides.

دوچرخه‌سواران باید ماسک‌های حفاظتی بپوشند تا در سفرهای طولانی از سوختگی بادی جلوگیری کنند.

the redness and tightness on her skin indicated early-stage windburn.

سرخی و تنگی روی پوست او نشان‌دهندهٔ مراحل اولیهٔ سوختگی بادی بود.

he forgot sunscreen and suffered bad windburn after sailing all day.

او اسپری ضد آفتاب را فراموش کرد و پس از یک روز دریانوردی، سوختگی بادی بدی داشت.

people with fair skin are more susceptible to windburn than others.

افرادی با پوست روشن نسبت به دیگران بیشتر در معرض خطر سوختگی بادی قرار دارند.

applying moisturizer immediately after wind exposure can help prevent windburn.

استفاده فوری از مرطوب‌کننده پس از مواجهه با باد می‌تواند در جلوگیری از سوختگی بادی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید