| جمع | windrows |
windrow formation
تشکیل ردیف بادی
windrow management
مدیریت ردیف بادی
windrow height
ارتفاع ردیف بادی
windrow spacing
فاصله ردیف بادی
windrow cleanup
پاکسازی ردیف بادی
windrow collection
جمع آوری ردیف بادی
windrow drying
خشک کردن ردیف بادی
windrow harvesting
دریافت ردیف بادی
windrow setup
راه اندازی ردیف بادی
windrow processing
پردازش ردیف بادی
the farmer decided to windrow the hay for easier drying.
کشیش تصمیم گرفت کاه را برای خشک شدن آسانتر به صورت ردیفی بچیند.
after mowing, we need to windrow the grass.
پس از چیدن علفزار، ما نیاز داریم علف را به صورت ردیفی بچینیم.
windrowing can help improve the efficiency of hay collection.
ردیف کردن می تواند به بهبود کارایی جمع آوری کاه کمک کند.
they used a tractor to windrow the straw after harvesting.
آنها از تراکتور برای ردیف کردن کاه پس از برداشت استفاده کردند.
windrow formation is essential for proper drying of the crops.
تشکیل ردیف برای خشک کردن مناسب محصولات ضروری است.
she watched the machine windrow the freshly cut grass.
او تماشاگر بود که دستگاه علف تازه چیده شده را به صورت ردیفی می چیند.
windrowing helps to prevent mold from developing in the hay.
ردیف کردن به جلوگیری از رشد کپک در کاه کمک می کند.
he learned how to windrow effectively during the farming workshop.
او یاد گرفت که چگونه در کارگاه کشاورزی به طور موثر ردیف کند.
the windrow created a neat line of hay across the field.
ردیف کاه یک خط تمیز در سراسر مزرعه ایجاد کرد.
it’s important to windrow at the right time for best results.
مهم است که در زمان مناسب ردیف کنید تا بهترین نتیجه را بگیرید.
windrow formation
تشکیل ردیف بادی
windrow management
مدیریت ردیف بادی
windrow height
ارتفاع ردیف بادی
windrow spacing
فاصله ردیف بادی
windrow cleanup
پاکسازی ردیف بادی
windrow collection
جمع آوری ردیف بادی
windrow drying
خشک کردن ردیف بادی
windrow harvesting
دریافت ردیف بادی
windrow setup
راه اندازی ردیف بادی
windrow processing
پردازش ردیف بادی
the farmer decided to windrow the hay for easier drying.
کشیش تصمیم گرفت کاه را برای خشک شدن آسانتر به صورت ردیفی بچیند.
after mowing, we need to windrow the grass.
پس از چیدن علفزار، ما نیاز داریم علف را به صورت ردیفی بچینیم.
windrowing can help improve the efficiency of hay collection.
ردیف کردن می تواند به بهبود کارایی جمع آوری کاه کمک کند.
they used a tractor to windrow the straw after harvesting.
آنها از تراکتور برای ردیف کردن کاه پس از برداشت استفاده کردند.
windrow formation is essential for proper drying of the crops.
تشکیل ردیف برای خشک کردن مناسب محصولات ضروری است.
she watched the machine windrow the freshly cut grass.
او تماشاگر بود که دستگاه علف تازه چیده شده را به صورت ردیفی می چیند.
windrowing helps to prevent mold from developing in the hay.
ردیف کردن به جلوگیری از رشد کپک در کاه کمک می کند.
he learned how to windrow effectively during the farming workshop.
او یاد گرفت که چگونه در کارگاه کشاورزی به طور موثر ردیف کند.
the windrow created a neat line of hay across the field.
ردیف کاه یک خط تمیز در سراسر مزرعه ایجاد کرد.
it’s important to windrow at the right time for best results.
مهم است که در زمان مناسب ردیف کنید تا بهترین نتیجه را بگیرید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید