wingnuts

[ایالات متحده]/wɪŋnʌt/
[بریتانیا]/wɪŋnʌt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی آجیل با بال که در ماشین‌آلات استفاده می‌شود؛ یک شخص عجیب یا دیوانه

عبارات و ترکیب‌ها

wingnut theory

تئوری وین‌نات

wingnut politics

سیاست وین‌نات

wingnut fringe

حاشیه وین‌نات

wingnut ideology

ایدئولوژی وین‌نات

wingnut beliefs

باورهای وین‌نات

wingnut group

گروه وین‌نات

wingnut agenda

برنامه وین‌نات

wingnut movement

جنبش وین‌نات

wingnut culture

فرهنگ وین‌نات

wingnut rhetoric

بیان وین‌نات

جملات نمونه

he tightened the wingnut to secure the chair.

او مهره بالی را برای محکم کردن صندلی سفت کرد.

make sure to check the wingnut before riding the bike.

مطمئن شوید قبل از سوار شدن به دوچرخه مهره بالی را بررسی کنید.

the wingnut was missing from the assembly kit.

مهره بالی از کیت مونتاژ گم شده بود.

she used a wingnut to attach the sign to the post.

او از یک مهره بالی برای اتصال تابلو به ستون استفاده کرد.

the mechanic recommended a wingnut for easier adjustments.

مکانیک یک مهره بالی برای تنظیمات آسان‌تر توصیه کرد.

he found a wingnut in the toolbox while repairing the table.

او در حالی که میز را تعمیر می‌کرد، یک مهره بالی در جعبه ابزار پیدا کرد.

wingnuts are often used in diy projects for quick assembly.

مهره‌های بالی اغلب در پروژه‌های DIY برای مونتاژ سریع استفاده می‌شوند.

don't forget to replace the wingnut after making adjustments.

فراموش نکنید که پس از انجام تنظیمات، مهره بالی را تعویض کنید.

the wingnut design allows for tool-free installation.

طراحی مهره بالی امکان نصب بدون ابزار را فراهم می‌کند.

she prefers using a wingnut for its ease of use.

او ترجیح می‌دهد از یک مهره بالی به دلیل سهولت استفاده استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید