wiretap evidence
اثبات کشف غیرقانونی
wiretap warrant
اجازه بازرسی تلفن
wiretap order
دستور بازرسی تلفن
wiretap law
قانون شنود
wiretap investigation
تحقیقات شنود
wiretap authorization
مجوز شنود
wiretap surveillance
نظارت تلفنی
wiretap technology
فناوری شنود
wiretap report
گزارش شنود
wiretap intercept
قطع کردن تلفن
the police decided to wiretap the suspect's phone.
پلیس تصمیم گرفت تلفن مشکوک را شنود کند.
wiretapping is often used in criminal investigations.
شنود اغلب در تحقیقات جنایی استفاده می شود.
they obtained a warrant to wiretap the suspect's conversations.
آنها برای شنود مکالمات مشکوک، حکم گرفتند.
wiretap technology has advanced significantly in recent years.
فناوری شنود در سال های اخیر به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.
he was concerned about the possibility of being wiretapped.
او نگران احتمال شنود خود بود.
authorities must follow strict regulations when wiretapping.
مقامات باید هنگام شنود، مقررات سختگیرانه را رعایت کنند.
the wiretap revealed crucial evidence in the case.
شنود شواهد حیاتی را در این پرونده نشان داد.
she felt her privacy was invaded by the wiretap.
او احساس کرد حریم خصوصی او توسط شنود نقض شده است.
wiretaps can be a controversial method of surveillance.
شنود می تواند روشی بحث برانگیز برای نظارت باشد.
they used a wiretap to gather information on the drug ring.
آنها از شنود برای جمع آوری اطلاعات در مورد باند مواد مخدر استفاده کردند.
wiretap evidence
اثبات کشف غیرقانونی
wiretap warrant
اجازه بازرسی تلفن
wiretap order
دستور بازرسی تلفن
wiretap law
قانون شنود
wiretap investigation
تحقیقات شنود
wiretap authorization
مجوز شنود
wiretap surveillance
نظارت تلفنی
wiretap technology
فناوری شنود
wiretap report
گزارش شنود
wiretap intercept
قطع کردن تلفن
the police decided to wiretap the suspect's phone.
پلیس تصمیم گرفت تلفن مشکوک را شنود کند.
wiretapping is often used in criminal investigations.
شنود اغلب در تحقیقات جنایی استفاده می شود.
they obtained a warrant to wiretap the suspect's conversations.
آنها برای شنود مکالمات مشکوک، حکم گرفتند.
wiretap technology has advanced significantly in recent years.
فناوری شنود در سال های اخیر به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.
he was concerned about the possibility of being wiretapped.
او نگران احتمال شنود خود بود.
authorities must follow strict regulations when wiretapping.
مقامات باید هنگام شنود، مقررات سختگیرانه را رعایت کنند.
the wiretap revealed crucial evidence in the case.
شنود شواهد حیاتی را در این پرونده نشان داد.
she felt her privacy was invaded by the wiretap.
او احساس کرد حریم خصوصی او توسط شنود نقض شده است.
wiretaps can be a controversial method of surveillance.
شنود می تواند روشی بحث برانگیز برای نظارت باشد.
they used a wiretap to gather information on the drug ring.
آنها از شنود برای جمع آوری اطلاعات در مورد باند مواد مخدر استفاده کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید