witterings

[ایالات متحده]/ˈwɪtərɪŋz/
[بریتانیا]/ˈwɪtərɪŋz/

ترجمه

n. (ج复数) گوشه گویی یا گپ زنی مداوم؛ گویش مداوم درباره امور غیرمهم

عبارات و ترکیب‌ها

endless witterings

گویش‌های بی‌پایان

constant witterings

گویش‌های مداوم

silly witterings

گویش‌های بی‌خاطر

boring witterings

گویش‌های خسته‌کننده

meaningless witterings

گویش‌های بی‌معنی

trivial witterings

گویش‌های سطحی

idle witterings

گویش‌های بی‌کار

nonsensical witterings

گویش‌های بی‌منطق

petty witterings

گویش‌های کوچک‌پسند

daily witterings

گویش‌های روزانه

جملات نمونه

the professor dismissed the student's comments as mere idle witterings.

پروفسور نظرات دانشجو را به عنوان گویش‌های بی‌مورد و بی‌ارزشی کنار گذاشت.

we had to endure his constant witterings about the weather throughout the entire meeting.

ما مجبور بودیم تمام جلسه را با گویش‌های مکرر او درباره آب و هوا تحمل کنیم.

her endless witterings about diet and exercise became tiresome for everyone.

گویش‌های نامحدود او درباره رژیم غذایی و ورزش برای همه خسته کننده شد.

the article was just a collection of pointless witterings with no real substance.

این مقاله فقط یک مجموعه از گویش‌های بی‌هدف بود که هیچ محتوای واقعی‌ای نداشت.

i couldn't sleep without listening to his late-night radio witterings.

من نمی‌توانستم بخوابم مگر اینکه به گویش‌های رادیویی او در شب گوش داده باشم.

the politician's social media witterings caused a minor controversy yesterday.

گویش‌های رسانه‌های اجتماعی سیاستمدار به یک جدال کوچک در روز گذشته منجر شد.

our morning coffee breaks often devolved into casual witterings about celebrities.

دریافت قهوه صبح‌های ما اغلب به گویش‌های غیررسمی درباره ستارگان تبدیل می‌شد.

the documentary captured the nostalgic witterings of elderly residents about the old neighborhood.

مستند گویش‌های نostalgic ساکنین باسن درباره محله قدیم را ثبت کرد.

his workplace witterings about the boss spread quickly through the office.

گویش‌های او در محل کار درباره مدیر به سرعت در دفتر پخش شد.

the columnist's daily witterings on current affairs attracted a large following.

گویش‌های روزانه نویسنده درباره اخبار روز جذب یک پیروزی بزرگ را به دنبال داشت.

the therapist listened patiently to her patient's emotional witterings.

درمانگر با صبر به گویش‌های عاطفی بیمار گوش داد.

their dinner conversation consisted mostly of harmless witterings about travel plans.

گفتگوی شان در مورد غذا اغلب از گویش‌های بی‌ضرر درباره برنامه‌های سفر تشکیل می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید