wonky table
میز لرزان
feeling wonky
احساس لرزش داشتن
your sense of judgement is a bit wonky at the moment.
در حال حاضر، حس قضاوت شما کمی عجیب است.
you have a wonky nose and a crooked mouth.
بینی کج و دهان شما منحرف است.
they sat drinking, perched on the wonky stools.
آنها در حال نوشیدن بودند و روی صندلیهای نامتعارف نشسته بودند.
The wonky table wobbled every time someone touched it.
میز کج و معوج هر بار که کسی به آن دست میزد، میلرزید.
Her wonky smile made her even more endearing.
لبخند کج و معوجش او را دوستداشتنیتر میکرد.
The wonky wheel on the shopping cart made it difficult to push.
چرخ کج و معوج سبد خرید، هل دادن آن را دشوار میکرد.
The wonky laptop screen flickered on and off.
صفحه نمایش لپتاپ کج و معوج روشن و خاموش میشد.
The wonky bridge creaked as we walked across it.
پل کج و معوج هنگام عبور از آن صدای جیر جیر میداد.
The wonky shelf collapsed under the weight of the books.
قفسه کج و معوج زیر وزن کتابها فرو ریخت.
His wonky tie gave him a disheveled appearance.
کراوات کج و معوجش به او ظاهری نامرتب میداد.
The wonky bicycle wheel needed to be fixed before he could ride it.
چرخ دوچرخه کج و معوج قبل از اینکه بتواند سوارش شود، باید تعمیر میشد.
The wonky door hinge squeaked loudly whenever it was opened.
لولا در کج و معوج هر بار که باز میشد، صدای بلند جیر جیر میداد.
The wonky picture frame hung crookedly on the wall.
قاب عکس کج و معوج به طور مژدهوار روی دیوار آویخته بود.
And I'm not just being wonky.
من فقط عجیب و غریب نیستم.
منبع: CNN 10 Student English April 2020 CollectionHarry's got sort of a wonky cross. That's trials and suffering.
هری یک علامت ضربدر کمی عجیب دارد. این آزمون ها و رنج ها هستند.
منبع: FilmsIt's got an elephant on the label, he does look a bit wonky.
روی برچسب یک فیل دارد، او کمی عجیب به نظر می رسد.
منبع: Gourmet BaseNot that it was wonky or anything, but it's always best to check.
نه اینکه عجیب باشد یا هر چیزی، اما همیشه بهتر است بررسی کنید.
منبع: A man named Ove decides to die.Now this is a big old bowl of mushrooms, but they are the wonky mushrooms.
حالا این یک کاسه بزرگ قارچ است، اما قارچ های عجیب هستند.
منبع: Gourmet BaseIt looked like an exact duplicate of New York City, but completely wonky, Peter thought.
به نظر می رسید دقیقاً مانند یک کپی از شهر نیویورک است، اما کاملاً عجیب، به نظر پیتر.
منبع: Spider-Man: No Way HomeGetting rid of wonky mitochondria would reduce free-radical production and might thus slow down ageing.
از بین بردن میتوکندری های عجیب و غریب باعث کاهش تولید رادیکال های آزاد می شود و ممکن است روند پیری را کند کند.
منبع: The Economist - TechnologyThere was a unifying, exhilarating clarity to that wonky diagram, to the way it defined the task.
در آن نمودار عجیب و غریب وضوح و روشنی وحدت بخش و دلپذیر وجود داشت، به نحوه تعریف آن.
منبع: National Geographic AnthologyRight. So this is wonky. But bear with me here. So Texas has a deregulated market for electricity.
درست است. پس این عجیب است. اما با من همراه باشید. بنابراین تگزاس دارای یک بازار برق غیرمتمرکز است.
منبع: NPR News February 2021 CompilationIf it's wonky, we tip it over especially if we get Brad in there we're all tipped over.
اگر عجیب بود، آن را واژگون می کردیم، به خصوص اگر بتوانیم برد را در آنجا بیاوریم، همه ما واژگون می شویم.
منبع: Connection Magazinewonky table
میز لرزان
feeling wonky
احساس لرزش داشتن
your sense of judgement is a bit wonky at the moment.
در حال حاضر، حس قضاوت شما کمی عجیب است.
you have a wonky nose and a crooked mouth.
بینی کج و دهان شما منحرف است.
they sat drinking, perched on the wonky stools.
آنها در حال نوشیدن بودند و روی صندلیهای نامتعارف نشسته بودند.
The wonky table wobbled every time someone touched it.
میز کج و معوج هر بار که کسی به آن دست میزد، میلرزید.
Her wonky smile made her even more endearing.
لبخند کج و معوجش او را دوستداشتنیتر میکرد.
The wonky wheel on the shopping cart made it difficult to push.
چرخ کج و معوج سبد خرید، هل دادن آن را دشوار میکرد.
The wonky laptop screen flickered on and off.
صفحه نمایش لپتاپ کج و معوج روشن و خاموش میشد.
The wonky bridge creaked as we walked across it.
پل کج و معوج هنگام عبور از آن صدای جیر جیر میداد.
The wonky shelf collapsed under the weight of the books.
قفسه کج و معوج زیر وزن کتابها فرو ریخت.
His wonky tie gave him a disheveled appearance.
کراوات کج و معوجش به او ظاهری نامرتب میداد.
The wonky bicycle wheel needed to be fixed before he could ride it.
چرخ دوچرخه کج و معوج قبل از اینکه بتواند سوارش شود، باید تعمیر میشد.
The wonky door hinge squeaked loudly whenever it was opened.
لولا در کج و معوج هر بار که باز میشد، صدای بلند جیر جیر میداد.
The wonky picture frame hung crookedly on the wall.
قاب عکس کج و معوج به طور مژدهوار روی دیوار آویخته بود.
And I'm not just being wonky.
من فقط عجیب و غریب نیستم.
منبع: CNN 10 Student English April 2020 CollectionHarry's got sort of a wonky cross. That's trials and suffering.
هری یک علامت ضربدر کمی عجیب دارد. این آزمون ها و رنج ها هستند.
منبع: FilmsIt's got an elephant on the label, he does look a bit wonky.
روی برچسب یک فیل دارد، او کمی عجیب به نظر می رسد.
منبع: Gourmet BaseNot that it was wonky or anything, but it's always best to check.
نه اینکه عجیب باشد یا هر چیزی، اما همیشه بهتر است بررسی کنید.
منبع: A man named Ove decides to die.Now this is a big old bowl of mushrooms, but they are the wonky mushrooms.
حالا این یک کاسه بزرگ قارچ است، اما قارچ های عجیب هستند.
منبع: Gourmet BaseIt looked like an exact duplicate of New York City, but completely wonky, Peter thought.
به نظر می رسید دقیقاً مانند یک کپی از شهر نیویورک است، اما کاملاً عجیب، به نظر پیتر.
منبع: Spider-Man: No Way HomeGetting rid of wonky mitochondria would reduce free-radical production and might thus slow down ageing.
از بین بردن میتوکندری های عجیب و غریب باعث کاهش تولید رادیکال های آزاد می شود و ممکن است روند پیری را کند کند.
منبع: The Economist - TechnologyThere was a unifying, exhilarating clarity to that wonky diagram, to the way it defined the task.
در آن نمودار عجیب و غریب وضوح و روشنی وحدت بخش و دلپذیر وجود داشت، به نحوه تعریف آن.
منبع: National Geographic AnthologyRight. So this is wonky. But bear with me here. So Texas has a deregulated market for electricity.
درست است. پس این عجیب است. اما با من همراه باشید. بنابراین تگزاس دارای یک بازار برق غیرمتمرکز است.
منبع: NPR News February 2021 CompilationIf it's wonky, we tip it over especially if we get Brad in there we're all tipped over.
اگر عجیب بود، آن را واژگون می کردیم، به خصوص اگر بتوانیم برد را در آنجا بیاوریم، همه ما واژگون می شویم.
منبع: Connection Magazineلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید