workaholisms

[ایالات متحده]/wɜːkəˈhɒlɪzəmz/
[بریتانیا]/wɜrkəˈhɑlɪzəmz/

ترجمه

n. وسواس با کار

عبارات و ترکیب‌ها

overcoming workaholisms

غلبه بر اعتیاد به کار

workaholisms and stress

اعتیاد به کار و استرس

recognizing workaholisms

تشخیص اعتیاد به کار

workaholisms in society

اعتیاد به کار در جامعه

fighting workaholisms

مقابله با اعتیاد به کار

workaholisms and productivity

اعتیاد به کار و بهره‌وری

understanding workaholisms

درک اعتیاد به کار

workaholisms in culture

اعتیاد به کار در فرهنگ

workaholisms and health

اعتیاد به کار و سلامتی

combating workaholisms

جنگ با اعتیاد به کار

جملات نمونه

his workaholisms often lead to burnout.

اعتیاد او به کار اغلب منجر به فرسودگی می شود.

she struggled with her workaholisms and personal life.

او در کنار کنار اعتیاد به کار و زندگی شخصی خود با مشکلاتی روبرو بود.

workaholisms can negatively impact relationships.

اعتیاد به کار می تواند به طور منفی بر روابط تأثیر بگذارد.

he finally recognized his workaholisms were unhealthy.

او بالاخره متوجه شد که اعتیاد به کار او ناسالم است.

many people suffer from workaholisms in today's society.

بسیاری از مردم در جامعه امروز از اعتیاد به کار رنج می برند.

she decided to seek help for her workaholisms.

او تصمیم گرفت برای کمک به اعتیاد به کار خود اقدام کند.

workaholisms can lead to physical health issues.

اعتیاد به کار می تواند منجر به مشکلات جسمی شود.

finding balance is essential to overcome workaholisms.

یافتن تعادل برای غلبه بر اعتیاد به کار ضروری است.

his workaholisms affected his family life.

اعتیاد به کار او بر زندگی خانوادگی اش تأثیر گذاشت.

she realized her workaholisms were affecting her happiness.

او متوجه شد که اعتیاد به کار او بر خوشبختی او تأثیر می گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید