overcoming workaholisms
غلبه بر اعتیاد به کار
workaholisms and stress
اعتیاد به کار و استرس
recognizing workaholisms
تشخیص اعتیاد به کار
workaholisms in society
اعتیاد به کار در جامعه
fighting workaholisms
مقابله با اعتیاد به کار
workaholisms and productivity
اعتیاد به کار و بهرهوری
understanding workaholisms
درک اعتیاد به کار
workaholisms in culture
اعتیاد به کار در فرهنگ
workaholisms and health
اعتیاد به کار و سلامتی
combating workaholisms
جنگ با اعتیاد به کار
his workaholisms often lead to burnout.
اعتیاد او به کار اغلب منجر به فرسودگی می شود.
she struggled with her workaholisms and personal life.
او در کنار کنار اعتیاد به کار و زندگی شخصی خود با مشکلاتی روبرو بود.
workaholisms can negatively impact relationships.
اعتیاد به کار می تواند به طور منفی بر روابط تأثیر بگذارد.
he finally recognized his workaholisms were unhealthy.
او بالاخره متوجه شد که اعتیاد به کار او ناسالم است.
many people suffer from workaholisms in today's society.
بسیاری از مردم در جامعه امروز از اعتیاد به کار رنج می برند.
she decided to seek help for her workaholisms.
او تصمیم گرفت برای کمک به اعتیاد به کار خود اقدام کند.
workaholisms can lead to physical health issues.
اعتیاد به کار می تواند منجر به مشکلات جسمی شود.
finding balance is essential to overcome workaholisms.
یافتن تعادل برای غلبه بر اعتیاد به کار ضروری است.
his workaholisms affected his family life.
اعتیاد به کار او بر زندگی خانوادگی اش تأثیر گذاشت.
she realized her workaholisms were affecting her happiness.
او متوجه شد که اعتیاد به کار او بر خوشبختی او تأثیر می گذارد.
overcoming workaholisms
غلبه بر اعتیاد به کار
workaholisms and stress
اعتیاد به کار و استرس
recognizing workaholisms
تشخیص اعتیاد به کار
workaholisms in society
اعتیاد به کار در جامعه
fighting workaholisms
مقابله با اعتیاد به کار
workaholisms and productivity
اعتیاد به کار و بهرهوری
understanding workaholisms
درک اعتیاد به کار
workaholisms in culture
اعتیاد به کار در فرهنگ
workaholisms and health
اعتیاد به کار و سلامتی
combating workaholisms
جنگ با اعتیاد به کار
his workaholisms often lead to burnout.
اعتیاد او به کار اغلب منجر به فرسودگی می شود.
she struggled with her workaholisms and personal life.
او در کنار کنار اعتیاد به کار و زندگی شخصی خود با مشکلاتی روبرو بود.
workaholisms can negatively impact relationships.
اعتیاد به کار می تواند به طور منفی بر روابط تأثیر بگذارد.
he finally recognized his workaholisms were unhealthy.
او بالاخره متوجه شد که اعتیاد به کار او ناسالم است.
many people suffer from workaholisms in today's society.
بسیاری از مردم در جامعه امروز از اعتیاد به کار رنج می برند.
she decided to seek help for her workaholisms.
او تصمیم گرفت برای کمک به اعتیاد به کار خود اقدام کند.
workaholisms can lead to physical health issues.
اعتیاد به کار می تواند منجر به مشکلات جسمی شود.
finding balance is essential to overcome workaholisms.
یافتن تعادل برای غلبه بر اعتیاد به کار ضروری است.
his workaholisms affected his family life.
اعتیاد به کار او بر زندگی خانوادگی اش تأثیر گذاشت.
she realized her workaholisms were affecting her happiness.
او متوجه شد که اعتیاد به کار او بر خوشبختی او تأثیر می گذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید