the manager noticed significant improvements in the team's workrates after implementing new incentives.
مدیر ملاحظه کرد که پس از اجرای انگیزههای جدید، نرخ کار تیم به طور قابل توجهی بهبود یافته است.
employees with consistently high workrates are often considered for promotion.
کارمندانی که نرخ کارشان به طور مداوم بالا است، اغلب برای پیشنهاد منصوب شدن در نظر گرفته میشوند.
the factory's workrates fluctuated dramatically during the holiday season.
نرخ کار کارخانه در فصل تعطیلات به طور چشمگیری متغیر بود.
our analysis revealed that flexible working hours can boost workrates by up to twenty percent.
تحلیل ما نشان داد که ساعات کاری انعطافپذیر میتواند نرخ کار را تا بیست درصد افزایش دهد.
the company aims to maintain steady workrates across all departments.
شرکت هدف دارد تا نرخ کار در تمامی بخشها ثابت بماند.
low workrates in the morning were addressed by adjusting shift patterns.
نرخ کار پایین در صبح با تغییر الگوی شیفتها برطرف شد.
regular breaks can actually improve overall workrates throughout the day.
استراحتهای منظم میتواند در طول روز به بهبود کلی نرخ کار کمک کند.
the project manager tracked workrates closely to meet the deadline.
مدیر پروژه نرخ کار را به دقت دنبال کرد تا به مهلت برسد.
variable workrates among team members required additional training sessions.
نرخ کار متغیر بین اعضای تیم نیاز به جلسات آموزشی اضافی داشت.
data shows that consistent workrates lead to higher quality output.
دادهها نشان میدهد که نرخ کار یکنواخت منجر به خروجی با کیفیت بالاتر میشود.
management implemented new strategies to increase workrates during peak hours.
مدیریت استراتژیهای جدیدی را اجرا کرد تا در ساعات پیک نرخ کار را افزایش دهد.
the consultant recommended monitoring workrates to identify productivity bottlenecks.
کارشناس پیشنهاد داد تا نرخ کار را نظارت کنید تا گلوگاههای بهرهوری را شناسایی کنید.
the manager noticed significant improvements in the team's workrates after implementing new incentives.
مدیر ملاحظه کرد که پس از اجرای انگیزههای جدید، نرخ کار تیم به طور قابل توجهی بهبود یافته است.
employees with consistently high workrates are often considered for promotion.
کارمندانی که نرخ کارشان به طور مداوم بالا است، اغلب برای پیشنهاد منصوب شدن در نظر گرفته میشوند.
the factory's workrates fluctuated dramatically during the holiday season.
نرخ کار کارخانه در فصل تعطیلات به طور چشمگیری متغیر بود.
our analysis revealed that flexible working hours can boost workrates by up to twenty percent.
تحلیل ما نشان داد که ساعات کاری انعطافپذیر میتواند نرخ کار را تا بیست درصد افزایش دهد.
the company aims to maintain steady workrates across all departments.
شرکت هدف دارد تا نرخ کار در تمامی بخشها ثابت بماند.
low workrates in the morning were addressed by adjusting shift patterns.
نرخ کار پایین در صبح با تغییر الگوی شیفتها برطرف شد.
regular breaks can actually improve overall workrates throughout the day.
استراحتهای منظم میتواند در طول روز به بهبود کلی نرخ کار کمک کند.
the project manager tracked workrates closely to meet the deadline.
مدیر پروژه نرخ کار را به دقت دنبال کرد تا به مهلت برسد.
variable workrates among team members required additional training sessions.
نرخ کار متغیر بین اعضای تیم نیاز به جلسات آموزشی اضافی داشت.
data shows that consistent workrates lead to higher quality output.
دادهها نشان میدهد که نرخ کار یکنواخت منجر به خروجی با کیفیت بالاتر میشود.
management implemented new strategies to increase workrates during peak hours.
مدیریت استراتژیهای جدیدی را اجرا کرد تا در ساعات پیک نرخ کار را افزایش دهد.
the consultant recommended monitoring workrates to identify productivity bottlenecks.
کارشناس پیشنهاد داد تا نرخ کار را نظارت کنید تا گلوگاههای بهرهوری را شناسایی کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید