wresting

[ایالات متحده]/ˈrɛstɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɛstɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشتی
v. شکل حال استمراری از کشتی گرفتن؛ پیچاندن یا به زور گرفتن؛ به سختی به دست آوردن؛ از ... تصرف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

wresting control

در حال به دست گرفتن کنترل

wresting power

در حال به دست گرفتن قدرت

wresting away

بیرون کشیدن

wresting victory

به دست آوردن پیروزی

wresting freedom

به دست آوردن آزادی

wresting influence

به دست آوردن نفوذ

wresting attention

جلب توجه

wresting justice

به دست آوردن عدالت

wresting truth

به دست آوردن حقیقت

wresting rights

به دست آوردن حقوق

جملات نمونه

he was wrestling with his thoughts all night.

او تمام شب با افکار خود دست و پنجه نرم می‌کرد.

she found herself wrestling with the decision to move.

او متوجه شد که با تصمیم برای نقل مکان دست و پنجه نرم می‌کند.

the team is wrestling with budget constraints.

تیم با محدودیت‌های بودجه دست و پنجه نرم می‌کند.

wresting control from the old management was challenging.

به دست گرفتن کنترل از مدیریت قدیمی چالش‌برانگیز بود.

he spent years wrestling with his identity.

او سال‌ها با هویت خود دست و پنجه نرم کرد.

the athlete was wrestling with injuries during the competition.

ورزشکار در طول مسابقه با آسیب‌دیدگی دست و پنجه نرم می‌کرد.

wresting the truth from him was not easy.

بیرون کشیدن حقیقت از او آسان نبود.

she was wrestling with her emotions after the breakup.

او بعد از جدایی با احساسات خود دست و پنجه نرم می‌کرد.

the government is wrestling with public opinion.

دولت با نظر عمومی دست و پنجه نرم می‌کند.

they are wrestling with the implications of the new policy.

آنها در حال دست و پنجه نرم کردن با پیامدهای سیاست جدید هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید