wresting control
در حال به دست گرفتن کنترل
wresting power
در حال به دست گرفتن قدرت
wresting away
بیرون کشیدن
wresting victory
به دست آوردن پیروزی
wresting freedom
به دست آوردن آزادی
wresting influence
به دست آوردن نفوذ
wresting attention
جلب توجه
wresting justice
به دست آوردن عدالت
wresting truth
به دست آوردن حقیقت
wresting rights
به دست آوردن حقوق
he was wrestling with his thoughts all night.
او تمام شب با افکار خود دست و پنجه نرم میکرد.
she found herself wrestling with the decision to move.
او متوجه شد که با تصمیم برای نقل مکان دست و پنجه نرم میکند.
the team is wrestling with budget constraints.
تیم با محدودیتهای بودجه دست و پنجه نرم میکند.
wresting control from the old management was challenging.
به دست گرفتن کنترل از مدیریت قدیمی چالشبرانگیز بود.
he spent years wrestling with his identity.
او سالها با هویت خود دست و پنجه نرم کرد.
the athlete was wrestling with injuries during the competition.
ورزشکار در طول مسابقه با آسیبدیدگی دست و پنجه نرم میکرد.
wresting the truth from him was not easy.
بیرون کشیدن حقیقت از او آسان نبود.
she was wrestling with her emotions after the breakup.
او بعد از جدایی با احساسات خود دست و پنجه نرم میکرد.
the government is wrestling with public opinion.
دولت با نظر عمومی دست و پنجه نرم میکند.
they are wrestling with the implications of the new policy.
آنها در حال دست و پنجه نرم کردن با پیامدهای سیاست جدید هستند.
wresting control
در حال به دست گرفتن کنترل
wresting power
در حال به دست گرفتن قدرت
wresting away
بیرون کشیدن
wresting victory
به دست آوردن پیروزی
wresting freedom
به دست آوردن آزادی
wresting influence
به دست آوردن نفوذ
wresting attention
جلب توجه
wresting justice
به دست آوردن عدالت
wresting truth
به دست آوردن حقیقت
wresting rights
به دست آوردن حقوق
he was wrestling with his thoughts all night.
او تمام شب با افکار خود دست و پنجه نرم میکرد.
she found herself wrestling with the decision to move.
او متوجه شد که با تصمیم برای نقل مکان دست و پنجه نرم میکند.
the team is wrestling with budget constraints.
تیم با محدودیتهای بودجه دست و پنجه نرم میکند.
wresting control from the old management was challenging.
به دست گرفتن کنترل از مدیریت قدیمی چالشبرانگیز بود.
he spent years wrestling with his identity.
او سالها با هویت خود دست و پنجه نرم کرد.
the athlete was wrestling with injuries during the competition.
ورزشکار در طول مسابقه با آسیبدیدگی دست و پنجه نرم میکرد.
wresting the truth from him was not easy.
بیرون کشیدن حقیقت از او آسان نبود.
she was wrestling with her emotions after the breakup.
او بعد از جدایی با احساسات خود دست و پنجه نرم میکرد.
the government is wrestling with public opinion.
دولت با نظر عمومی دست و پنجه نرم میکند.
they are wrestling with the implications of the new policy.
آنها در حال دست و پنجه نرم کردن با پیامدهای سیاست جدید هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید