writes well
خوب مینویسد
writes books
کتاب مینویسد
writes stories
داستان مینویسد
writes articles
مقاله مینویسد
writes poetry
شعر مینویسد
writes letters
نامه مینویسد
writes essays
رساله مینویسد
writes scripts
فیلمنامه مینویسد
writes notes
یادداشت مینویسد
writes reviews
نقد مینویسد
she writes poetry every evening.
او هر شب شعر مینویسد.
he writes articles for a local newspaper.
او مقالاتی برای یک روزنامه محلی مینویسد.
the author writes novels that captivate readers.
نویسنده رمانهایی مینویسد که خوانندگان را مجذوب خود میکند.
my sister writes letters to her pen pal.
خواهر من نامههایی برای دوست قلمی خود مینویسد.
she writes down her thoughts in a journal.
او افکار خود را در یک دفتر خاطرات یادداشت میکند.
he writes music that inspires many.
او موسیقیای مینویسد که الهام بخش بسیاری است.
the student writes essays for her classes.
دانشجو مقالاتی برای کلاسهای خود مینویسد.
she writes scripts for television shows.
او فیلمنامههایی برای برنامههای تلویزیونی مینویسد.
he writes reviews for movies and books.
او نقدهای فیلم و کتاب مینویسد.
they write reports on various topics.
آنها گزارشهایی در مورد موضوعات مختلف مینویسند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید