writs

[ایالات متحده]/rɪts/
[بریتانیا]/rɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستورات یا فرمان‌های مکتوب صادر شده توسط یک مقام قانونی

عبارات و ترکیب‌ها

writs of summons

اجازه‌نامه‌های احضار

writs of execution

اجازه‌نامه‌های اجرای حکم

writs of attachment

اجازه‌نامه‌های ضبط

writs of habeas

اجازه‌نامه‌های بازداشت

writs of mandamus

اجازه‌نامه‌های الزام

writs of prohibition

اجازه‌نامه‌های منع

writs of review

اجازه‌نامه‌های تجدیدنظر

writs of certiorari

اجازه‌نامه‌های اعتباربخشی

writs of error

اجازه‌نامه‌های اعتراض

writs of entry

اجازه‌نامه‌های ورود

جملات نمونه

the court issued several writs to ensure compliance.

دادگاه چندین دستور قضایی برای اطمینان از رعایت مقررات صادر کرد.

he filed writs against the government for unfair practices.

او به دلیل رفتارهای غیرمنصفانه، دادخواست‌هایی را علیه دولت ثبت کرد.

writs of habeas corpus are essential for protecting rights.

دستورات قضایی آزادی فردی برای محافظت از حقوق ضروری هستند.

the lawyer prepared multiple writs for the case.

وکیل چندین دادخواست برای این پرونده آماده کرد.

writs can be used to compel testimony in court.

می‌توان از دادخواست‌ها برای اجبار شهادت در دادگاه استفاده کرد.

they received writs to appear before the judge.

آنها دستوراتی را برای حضور در دادگاه دریافت کردند.

the judge reviewed the writs submitted by the attorneys.

قاضی دادخواست‌هایی را که توسط وکلای پرونده ارائه شده بود، بررسی کرد.

writs are often necessary in legal proceedings.

دستورات قضایی اغلب در مراحل قانونی ضروری هستند.

he challenged the validity of the writs issued.

او صحت دادخواست‌های صادر شده را به چالش کشید.

writs serve as formal orders from the court.

دستورات قضایی به عنوان دستورات رسمی دادگاه عمل می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید