yammered

[ایالات متحده]/ˈjæməd/
[بریتانیا]/ˈjæmɚd/

ترجمه

v. به طور مداوم شکایت کردن یا ناله کردن

عبارات و ترکیب‌ها

yammered on

در حال صحبت کردن بی‌وقفه

yammered away

در حال صحبت کردن بی‌وقفه

yammered loudly

با صدای بلند صحبت کرد

yammered incessantly

بی وقفه صحبت کرد

yammered about

در مورد... صحبت کرد

yammered at

به... صحبت کرد

yammered endlessly

بی نهایت صحبت کرد

yammered back

در جواب صحبت کرد

yammered in

در... صحبت کرد

yammered together

با هم صحبت کردند

جملات نمونه

she yammered on about her vacation plans.

او درباره برنامه‌های تعطیلاتش صحبت کرد.

he yammered during the entire meeting.

او در طول کل جلسه صحبت کرد.

the children yammered excitedly about the party.

کودکان با هیجان درباره مهمانی صحبت کردند.

she yammered about her favorite tv show.

او درباره برنامه تلویزیونی مورد علاقه اش صحبت کرد.

they yammered back and forth about the project.

آنها درباره پروژه با یکدیگر صحبت کردند.

he yammered his opinions without listening to others.

او بدون گوش دادن به دیگران نظرات خود را بیان کرد.

the dog yammered at the passing cars.

سگ به ماشین‌های عبوری پارس کرد.

she yammered about her new job all evening.

او تمام شب درباره شغل جدیدش صحبت کرد.

they yammered with excitement when they heard the news.

وقتی خبر را شنیدند با هیجان صحبت کردند.

he couldn't stop yammering about his latest gadget.

او نمی‌توانست صحبت کردن درباره آخرین وسیله جدیدش را متوقف کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید