zeros

[ایالات متحده]/ˈzɪərəʊz/
[بریتانیا]/ˈziroʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

num. عدد صحیح 0
n. نماد عددی برای صفر؛ یک نام خانوادگی یا نام داده شده (Zero)

عبارات و ترکیب‌ها

counting zeros

شمارش صفرهای

leading zeros

صفرهای پیشرو

trailing zeros

صفرهای انتهایی

zeros game

بازی صفر

zeros and ones

صفر و یک

zeros rule

قانون صفر

zeros concept

مفهوم صفر

zeros strategy

استراتژی صفر

zeros value

ارزش صفر

zeros problem

مشکل صفر

جملات نمونه

the score was full of zeros.

امتیاز پر از صفر بود.

he added up all the zeros in the report.

او همه صفرها را در گزارش جمع کرد.

there are too many zeros in the budget.

بودجه بیش از حد صفر دارد.

she wrote down a few zeros by mistake.

او به اشتباه چند صفر نوشت.

the bank account balance showed several zeros.

موجودی حساب بانکی چندین صفر نشان داد.

he was frustrated by the zeros on the scoreboard.

او از صفرها روی امتیازات ناامید شده بود.

the equation resulted in a series of zeros.

معادله منجر به یک سری صفر شد.

she was tired of seeing zeros in her paycheck.

او از دیدن صفر در حقوقش خسته شده بود.

all my attempts resulted in zeros.

همه تلاش های من به صفر منجر شد.

he calculated the zeros in the data set.

او صفرها را در مجموعه داده محاسبه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید