zigzagged path
مسیر مارپیچ
zigzagged line
خط مارپیچ
zigzagged route
مسیر مارپیچ
zigzagged movement
حرکت مارپیچ
zigzagged trail
رد پا مارپیچ
zigzagged journey
سفر مارپیچ
zigzagged pattern
الگوی مارپیچ
zigzagged pathing
مسیر یابی مارپیچ
zigzagged design
طراحی مارپیچ
zigzagged edges
لبه های مارپیچ
the road zigzagged up the mountain, providing stunning views.
جاده به صورت مارپیچ به سمت بالای کوه میرفت و مناظر خیرهکنندهای را ارائه میداد.
he zigzagged through the crowd to reach the exit.
او برای رسیدن به خروجی از میان جمعیت به صورت مارپیچ عبور کرد.
the river zigzagged through the valley, creating beautiful scenery.
رودخانه به صورت مارپیچ از میان دره عبور میکرد و مناظر زیبایی ایجاد مینمود.
she zigzagged her way down the slope on her snowboard.
او با استفاده از سرتیله برف به صورت مارپیچ از شیب پایین آمد.
the path zigzagged, making the hike more challenging.
مسیر به صورت مارپیچ بود که باعث میشد پیادهروی چالشبرانگیزتر شود.
the car zigzagged to avoid hitting the potholes.
ماشین برای جلوگیری از برخورد با گودالها به صورت مارپیچ حرکت کرد.
as the snake zigzagged across the road, we stopped to watch.
همانطور که مار به صورت مارپیچ از جاده عبور میکرد، ما برای تماشا توقف کردیم.
the design of the garden zigzagged, creating interesting pathways.
طراحی باغ به صورت مارپیچ بود و مسیرهای جالب ایجاد میکرد.
he zigzagged his way through the obstacles in the obstacle course.
او با عبور از موانع مسیر مانع به صورت مارپیچ پیش رفت.
the kite zigzagged in the wind, performing tricks in the sky.
بادبادک در باد به صورت مارپیچ حرکت میکرد و حرکات نمایشی در آسمان انجام میداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید