último

[ایالات متحده]/['ʊltɪməʊ]/
[بریتانیا]/['ʊltɪmoʊ]/

ترجمه

adj. نهایی؛ در پایان قرار گرفته؛ جدیدترین؛ تازه‌ترین؛ پایین‌ترین؛ کیفیت پایین‌تر؛ اکسیم.
adv. در پایان؛ در نهایت (مانند «por último»).

عبارات و ترکیب‌ها

the último día

آخرین روز

último momento

آخرین لحظه

último lugar

آخرین جایگاه

en el último

در آخر

por último

در آخر

el último

آخرین

último recurso

آخرین منبع

hasta el último

تا آخر

جملات نمونه

this is my last chance to pass the exam.

این آخرین فرصت من برای قبولی در امتحان است.

he spent the last week of his vacation in paris.

او آخرین هفته اجازه‌اش را در پاریس گذراند.

she decided to buy the latest model of that smartphone.

او تصمیم گرفت آخرین مدل آن گوشی هوشمند را بخرد.

the last train to the city leaves at midnight.

آخرین قطار به شهر در ساعت‌های میان‌شب حرکت می‌کند.

we have some great news in the latest update.

در به‌روزرسانی جدید ما خبری بسیار خوب داریم.

please turn to the last page of the document.

لطفاً به آخرین صفحه اسناد بروید.

at the last moment, he changed his mind.

در آخرین لحظه، او نظر خود را تغییر داد.

this is the last time i will ask you for help.

این آخرین باری است که از شما کمک می‌گیرم.

she broke the world record in her last race.

او در آخرین رقابت خود رکورد جهانی را شکست.

the ultimate goal of this project is to reduce waste.

هدف نهایی این پروژه کاهش ضایعات است.

he is the last person i expected to see here.

او آخرین شخصی بود که انتظار داشتم اینجا ببینم.

they were the last ones to arrive at the meeting.

آن‌ها آخرین افرادی بودند که به جلسه رسیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید