belittle

[ایالات متحده]/bɪˈlɪtl/
[بریتانیا]/bɪˈlɪtl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کسی یا چیزی را کم اهمیت یا کمتر چشمگیر به نظر آوردن؛ درباره کسی یا چیزی به گونه‌ای صحبت کردن که عدم احترام را نشان دهد.
Word Forms
قسمت سوم فعلbelittled
شکل سوم شخص مفردbelittles
زمان گذشتهbelittled
صفت یا فعل حال استمراریbelittling

جملات نمونه

this is not to belittle his role.

این به منظور کم‌اهمیت جلوه دادن نقش او نیست.

It is wrong to belittle or neglect popularization.

کم‌اهمیت جلوه دادن یا نادیده گرفتن ترویج اشتباه است.

belittled the child's attempts to draw;

تلاش‌های کودک برای نقاشی کشیدن را کم‌اهمیت جلوه داد.

a person who belittled our efforts to do the job right.

کسی که تلاش‌های ما برای انجام درست کار را کم‌اهمیت جلوه داد.

The size of the office tower belittles the surrounding buildings.

اندازه برج اداری، ساختمان‌های اطراف را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد.

The size of the office tower belittles the surrounding buildings.See Synonyms at decry

اندازه برج اداری، ساختمان‌های اطراف را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد. به مترادف‌ها در decry مراجعه کنید

I find it belittle to be reprimanded by someone so much younger than me.

من فکر می‌کنم که مورد سرزنش قرار گرفتن توسط کسی که بسیار جوان‌تر از من است، کم‌اهمیت جلوه دادن است.

It was entitled "On Practice" because its stress was on exposing the dogmatist kind of subjectivism, which belittles practice.

عنوان آن "در مورد عمل" بود زیرا بر نشان دادن نوع سوبژکتیویسم متکلم که عمل را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد، تاکید داشت.

نمونه‌های واقعی

They may have been belittling, but it's what we got used to.

شاید آن‌ها تحقیرآمیز بودند، اما این چیزی بود که به آن عادت کردیم.

منبع: The school of life

All in all, admittedly, one should not belittle the importance of books.

در کل، صادقانه بگویم، نباید اهمیت کتاب‌ها را دست کم گرفت.

منبع: English Major Level 4 Writing Full Score Template

It seems that efforts to belittle the word did not stop people from using it.

به نظر می‌رسد تلاش‌ها برای تحقیر این کلمه مانع از استفاده مردم از آن نشد.

منبع: VOA Special April 2014 Collection

When you 're weak and unimpressive, they belittle you.

وقتی ضعیف و ناامیدکننده هستید، آن‌ها شما را تحقیر می‌کنند.

منبع: Healthy little secrets

Maybe someone belittled your accomplishments or criticized your work.

شاید کسی دستاوردهای شما را تحقیر کرد یا از کار شما انتقاد کرد.

منبع: Science in Life

It's Leslie Winkle, Penny. She belittles my research.

لسلی Winkel است، Penny. او تحقیقات من را تحقیر می‌کند.

منبع: The Big Bang Theory Season 2

He said, " The Count de Buffon believes that nature belittles her productions on this side of the Atlantic."

او گفت: «کنت دو بافون معتقد است که طبیعت تولیدات خود را در این طرف اقیانوس تحقیر می‌کند.»

منبع: VOA Special April 2014 Collection

He spoke to them with kindness and respect but belittled me publicly.

او با مهربانی و احترام با آن‌ها صحبت کرد اما من را علناً تحقیر کرد.

منبع: Sheryl Sandberg's 2018 MIT Commencement Speech

Again, not to belittle the role of the media.

باز هم، نباید نقش رسانه ها را دست کم گرفت.

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

Heard has admitted hitting Depp, and has been recorded insulting and belittling him.

هرد اعتراف کرده که به دیپ ضربه زده و ضبط شده است که به او توهین و تحقیر کرده است.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید