blunter

[ایالات متحده]/ˈblʌntər/
[بریتانیا]/ˈblʌntər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشتر مستقیم و صریح در گفتار یا رفتار؛ کمتر مؤدب.؛ بیشتر مستقیم و صریح در گفتار یا رفتار؛ کمتر مؤدب.

عبارات و ترکیب‌ها

blunter than expected

ناگهبان‌تر از حد انتظار

bluntly put

به صراحت بیان شده

a blunter approach

یک رویکرد ناگهبانانه‌تر

a blunter message

یک پیام ناگهبانانه‌تر

bluntly disagree

به صراحت مخالفت کردن

blunter criticism

انتقاد ناگهبانانه‌تر

blunt your words

کلمات خود را ملایم نکنید

a blunter statement

یک اظهار نظر ناگهبانانه‌تر

جملات نمونه

his comments were blunter than i expected.

اظهارات او تندتر از آن چیزی بود که انتظار داشتم.

she prefers a blunter approach when discussing sensitive topics.

او ترجیح می‌دهد هنگام بحث در مورد موضوعات حساس، رویکردی رک‌تر داشته باشد.

over time, his criticism became blunter and more honest.

با گذشت زمان، انتقادهای او رک‌تر و صادقانه‌تر شد.

he was blunter in his assessment of the project.

او در ارزیابی پروژه رک‌تر بود.

the knife became blunter after repeated use.

چاقو پس از استفاده مکرر کند شد.

blunter instruments are safer for beginners.

ابزارهای کندتر برای مبتدیان ایمن‌تر هستند.

her blunter remarks often lead to misunderstandings.

اظهارات رک او اغلب منجر به سوء تفاهم می شود.

he gave a blunter opinion than the others in the group.

او نسبت به سایر اعضای گروه نظر رک‌تری داد.

in this context, a blunter response is more effective.

در این زمینه، پاسخ رک‌تر مؤثرتر است.

her blunter style of communication can be refreshing.

سبک ارتباط رک او می تواند دلپذیر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید