politer

[ایالات متحده]/[ˈpɒlɪtə]/
[بریتانیا]/[ˈpɑːlɪtə]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مودبانه‌تر؛ با نزاکت بیشتر؛ نشان‌دهنده یا بیانگر ادب.
adv. به روشی مودبانه‌تر.

عبارات و ترکیب‌ها

be politer

لطفاً مؤدب‌تر باشید

politer now

حالا مؤدب‌تر

much politer

خیلی مؤدب‌تر

politeness politer

ادب مؤدب‌تر

being politer

مؤدب‌تر بودن

sounded politer

مؤدب‌تر به نظر رسید

seemed politer

مؤدب‌تر به نظر رسید

politer way

راه مؤدب‌تر

acted politer

مؤدب‌تر عمل کرد

politer tone

لحن مؤدب‌تر

جملات نمونه

could you please be a bit politer when asking for help?

آیا می‌توانید هنگام درخواست کمک کمی مؤدب‌تر باشید؟

the new policy aims to create a politer work environment.

سیاست جدید با هدف ایجاد محیط کار مؤدبانه‌تر است.

he realized he hadn't been very politer in his email.

او متوجه شد که در ایمیلش خیلی مؤدبانه نبوده‌ است.

it's important to be politer to customers, even when they're difficult.

حتی زمانی که سخت هستند، مهم است که با مشتریان مؤدب‌تر باشید.

she suggested a politer way to decline the invitation.

او راه مؤدبانه‌تری برای رد دعوت پیشنهاد کرد.

the manager emphasized the need for politer communication.

مدیر بر لزوم برقراری ارتباط مؤدبانه‌تر تأکید کرد.

being politer often leads to better outcomes in negotiations.

مؤدب‌تر بودن اغلب منجر به نتایج بهتر در مذاکرات می‌شود.

we encouraged our staff to adopt a politer tone in their interactions.

ما از کارکنان خود خواستیم تا در تعاملات خود لحن مؤدبانه‌تری اتخاذ کنند.

a politer approach can diffuse tense situations effectively.

یک رویکرد مؤدبانه‌تر می‌تواند به طور مؤثر موقعیت‌های تنش‌زا را رفع کند.

the training focused on how to be politer on the phone.

آموزش بر نحوه مؤدب‌تر بودن در تلفن متمرکز بود.

she gave him a politer response than he expected.

او پاسخی مؤدبانه‌تر از آنچه انتظار داشت به او داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید