chastise

[ایالات متحده]/tʃæˈstaɪz/
[بریتانیا]/tʃæˈstaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

فعل: به شدت سرزنش کردن، به ویژه با ضرب و شتم.
Word Forms
قسمت سوم فعلchastised
صفت یا فعل حال استمراریchastising
شکل سوم شخص مفردchastises
زمان گذشتهchastised
جمعchastises

جملات نمونه

was roundly chastised for insolence.

به دلیل بی احترامی به شدت مورد سرزنش قرار گرفت.

he chastised the dancers who'd been hotdogging.

او رقصندگانی را که داشتند خودنمایی می‌کردند، سرزنش کرد.

chastise a bully by giving him a thrashing;

با كتك زدن، زورگو را تنبیه کنید.

he chastised his colleagues for their laziness.

او همکاران خود را به دلیل تنبلی سرزنش کرد.

The chastised child looked at her father with a pathetic, doleful expression.

کودک سرزنش شده با چهره‌ای ناامیدانه و غمگین به پدرش نگاه کرد.

A boy chastised himself for a ditched pitch but was quickly soothed by his partner’s “That’s OK!”

نمونه‌های واقعی

Barbie chooses the stiletto and is quickly chastised.

باربی پاشنه بلند را انتخاب می‌کند و به سرعت مورد سرزنش قرار می‌گیرد.

منبع: The Economist (Summary)

Elena dances like Lizzo and my mother drinks her in, forgetting to chastise.

النا مثل لیزو می‌رقصد و مادرم او را می‌نوشد و فراموش می‌کند سرزنش کند.

منبع: The Guardian (Article Version)

Last week, the president openly chastised Sessions for recusing himself in the Russia matter.

هفته گذشته، رئیس‌جمهور علناً سشنز را به دلیل کناره‌گیری خود در مورد روسیه سرزنش کرد.

منبع: PBS English News

The Jove of the 1990s would occasionally make homophobic jokes; now he chastises his father's.

جاوه‌ای دهه 1990 گاهی اوقات جوک‌های همجنس‌گرا می‌کرد؛ اکنون پدرش را سرزنش می‌کند.

منبع: The Economist - Arts

Last fall, I was chastised for passing along a speculative tidbit I had heard in the dining hall

در پاییز گذشته، من به خاطر انتشار یک خبر مشکوکی که در سالن غذا شنیده بودم، سرزنش شدم.

منبع: Past English Major Level 8 Exam Listening (Specialized)

Stiviano was also chastised for posting a picture of herself with former Lakers' player Magic Johnson on Instagram.

استیوانیو نیز به دلیل انتشار عکسی از خود با بازیکن سابق لس آنجلس لیکرز، مگیک جانسون در اینستاگرام، سرزنش شد.

منبع: NPR News April 2014 Collection

As a Cardinal in Argentina, he sparked controversy when he chastised priests for refusing to baptize the children of single mothers.

به عنوان یک کاردینال در آرژانتین، او جنجال‌آمیز بود زمانی که به دلیل امتناع از تعمید کودکان مادران مجرد، روحانیون را سرزنش کرد.

منبع: VOA Standard March 2013 Collection

He had more important things to do than be chastised by a bird and his birdbrained brother—like find his runaway lunch.

او کارهای مهم‌تری برای انجام دادن داشت تا اینکه توسط یک پرنده و برادر پر مغزش سرزنش شود - مانند پیدا کردن ناهار فراری‌اش.

منبع: The Lion King (audiobook)

Melchisedec was chastising some of his family.

ملخی‌سده برخی از اعضای خانواده‌اش را سرزنش می‌کرد.

منبع: The Little Princess (Original Version)

So, it's a little different than " chastise" ;it's related.

بنابراین کمی با

منبع: 2008 English Cafe

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید