coaxes the cat
گربه را ترغیب میکند
coaxes the dog
سگ را ترغیب میکند
coaxes a smile
لبخند را به ارمغان میآورد
coaxes the child
بچه را ترغیب میکند
coaxes the bird
پرنده را ترغیب میکند
coaxes out laughter
خنده را بیرون میکشد
coaxes the truth
حقیقت را بیرون میکشد
coaxes new ideas
ایدههای جدید را بیرون میکشد
coaxes the fish
ماهی را ترغیب میکند
coaxes the audience
مخاطبان را ترغیب میکند
she coaxes the cat to come out from under the bed.
او گربه را متقاعد میکند تا از زیر تخت بیرون بیاید.
the teacher coaxes the shy student to participate in class.
معلم دانشآموز خجالتی را متقاعد میکند تا در کلاس شرکت کند.
he coaxes his little brother to try new foods.
او برادر کوچکش را متقاعد میکند تا غذاهای جدید را امتحان کند.
the mother coaxes her baby to sleep with a lullaby.
مادر با یک لالایی، نوزادش را متقاعد میکند بخوابد.
she coaxes the flowers to bloom with gentle care.
او با مراقبت ملایم، گلها را متقاعد میکند شکوفا شوند.
he coaxes the dog to fetch the ball.
او سگ را متقاعد میکند توپ را بیاورد.
the coach coaxes the players to give their best effort.
مربی بازیکنان را متقاعد میکند تمام تلاش خود را بکنند.
she coaxes her friend to join her on the trip.
او دوستش را متقاعد میکند به همراه او در سفر شرکت کند.
the artist coaxes colors to blend beautifully on the canvas.
هنرمند رنگها را متقاعد میکند به زیبایی روی بوم با هم ترکیب شوند.
he coaxes the information out of the reluctant witness.
او اطلاعات را از شاهد اکراهی بیرون میکشد.
coaxes the cat
گربه را ترغیب میکند
coaxes the dog
سگ را ترغیب میکند
coaxes a smile
لبخند را به ارمغان میآورد
coaxes the child
بچه را ترغیب میکند
coaxes the bird
پرنده را ترغیب میکند
coaxes out laughter
خنده را بیرون میکشد
coaxes the truth
حقیقت را بیرون میکشد
coaxes new ideas
ایدههای جدید را بیرون میکشد
coaxes the fish
ماهی را ترغیب میکند
coaxes the audience
مخاطبان را ترغیب میکند
she coaxes the cat to come out from under the bed.
او گربه را متقاعد میکند تا از زیر تخت بیرون بیاید.
the teacher coaxes the shy student to participate in class.
معلم دانشآموز خجالتی را متقاعد میکند تا در کلاس شرکت کند.
he coaxes his little brother to try new foods.
او برادر کوچکش را متقاعد میکند تا غذاهای جدید را امتحان کند.
the mother coaxes her baby to sleep with a lullaby.
مادر با یک لالایی، نوزادش را متقاعد میکند بخوابد.
she coaxes the flowers to bloom with gentle care.
او با مراقبت ملایم، گلها را متقاعد میکند شکوفا شوند.
he coaxes the dog to fetch the ball.
او سگ را متقاعد میکند توپ را بیاورد.
the coach coaxes the players to give their best effort.
مربی بازیکنان را متقاعد میکند تمام تلاش خود را بکنند.
she coaxes her friend to join her on the trip.
او دوستش را متقاعد میکند به همراه او در سفر شرکت کند.
the artist coaxes colors to blend beautifully on the canvas.
هنرمند رنگها را متقاعد میکند به زیبایی روی بوم با هم ترکیب شوند.
he coaxes the information out of the reluctant witness.
او اطلاعات را از شاهد اکراهی بیرون میکشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید