courtship

[ایالات متحده]/'kɔːtʃɪp/
[بریتانیا]/ˈkɔrtˌʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره جستجوی عشق، دوره تعقیب
Word Forms

جملات نمونه

the country's courtship of foreign investors.

جذب سرمایه‌گذاران خارجی توسط کشور

After a quick courtship they married.

پس از یک ملاک‌گویی سریع، آنها ازدواج کردند.

the teal were indulging in delightful courtship displays.

اردک‌های سرخرسی در حال از خود نشان دادن نمایش‌های ملاک‌گویی دلپذیر بودند.

their courtship has not gone unobserved by Giles.

ملاک‌گویی آنها مورد توجه غیلز قرار نگرفته است.

Not obtrusive, go up pertly courtship, you can refuse for certain.

غیر مزاحم، ملاک‌گویی را با اعتماد به نفس بالا شروع کنید، می‌توانید به طور قطعی امتناع کنید.

It's hard to find a bird with a more complex and energetic courtship behavior than the bowerbird.

پیدا کردن پرنده‌ای با رفتار ملاک‌گویی پیچیده‌تر و پرانرژی‌تر از پرنده‌ی بَورربرد سخت است.

Because of the war they were obliged to conduct their courtship by post.

به دلیل جنگ، آنها مجبور شدند ملاک‌گویی خود را از طریق پست انجام دهند.

After a whirlwind courtship, they married and went to live in Bath.

پس از یک ملاک‌گویی طوفانی، آنها ازدواج کردند و به زندگی در بات پرداختند.

نمونه‌های واقعی

President Trump and Kim Jong Un's courtship has been nothing if not fickle.

تحقیقات ترامپ و کیم جونگ اون اگر نه نوسان داشته است.

منبع: Time

In effect, these insects fly only long enough to complete a courtship dance.

در واقع، این حشرات فقط به اندازه کافی پرواز می کنند تا یک رقص جفت گیری را تکمیل کنند.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

That visit marked the start of a courtship.

آن بازدید آغاز یک رقص جفت گیری را نشان داد.

منبع: The Economist - International

Anna, the dance just shows the courtship tradition.

آنا، رقص فقط سنت رقص جفت گیری را نشان می دهد.

منبع: VOA Let's Learn English (Level 2)

Well, surer than the customs of well-bred courtship will allow.

خب، مطمئن تر از آداب و رسوم رقص جفت گیری اجازه خواهد داد.

منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 5

Courtship display, or mating rituals are a set of behaviours that animals perform as part of courtship.

نمایش رقص جفت گیری یا آیین های جفت گیری مجموعه ای از رفتارهایی است که حیوانات به عنوان بخشی از رقص جفت گیری انجام می دهند.

منبع: Introduction to the Basics of Biology

The brief courtship complete, there isn't a moment to lose.

با اتمام رقص جفت گیری کوتاه، فرصتی برای از دست دادن وجود ندارد.

منبع: BBC documentary "Our Planet"

And number three, courtship behavior, we use body language.

و شماره سه، رفتار رقص جفت گیری، ما از زبان بدن استفاده می کنیم.

منبع: Connection Magazine

Spotted... Serena and not-so-lonely boy. Clearly past courtship in the courtyard.

مشاهده شد... سرنا و پسر نه خیلی تنها. به وضوح از رقص جفت گیری در حیاط گذشته است.

منبع: Gossip Girl Selected

This spectacular courtship display is called the lek, an old north word meaning dance.

این نمایش رقص جفت گیری چشمگیر به نام لک نامیده می شود، یک کلمه شمالی قدیمی به معنای رقص.

منبع: Wild Arctic

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید