crooked

[ایالات متحده]/ˈkrʊkɪd/
[بریتانیا]/ˈkrʊkɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور غیرعادی یا نامنظم خم شدن یا منحرف شدن؛ نه مستقیم یا صادقانه.
Word Forms
قسمت سوم فعلcrooked
زمان گذشتهcrooked

عبارات و ترکیب‌ها

crooked smile

لبخند کج

crooked road

جاده کج

crooked line

خط کج

جملات نمونه

a crooked business deal.

یک معامله تجاری مشکوک

he crooked a finger for the waitress.

او با انگشت به سمت گارسون اشاره کرد.

you have a wonky nose and a crooked mouth.

بینی کج و دهان شما منحرف است.

You have to drive slowly on these crooked country roads.

شما باید در این جاده های روستایی کج به آرامی رانندگی کنید.

The city is full of crooked police officers taking bribes.

این شهر پر از افسران پلیس کثیف است که رشوه می گیرند.

She crooked her finger to beckon him.

او انگشت خود را خم کرد تا او را به خود فراخواند.

his uncles were on the fringes of crooked activity.

عموهای او در حاشیه فعالیت های کثیف بودند.

He crooked a finger to tell us to go over to him.

او با انگشت به ما اشاره کرد تا به سمت او برویم.

Most of our social problems would be solved if we could somehow get rid of the immoral, crooked, and feebleminded people.

اکثر مشکلات اجتماعی ما حل می شد اگر بتوانیم به نوعی از شر افراد غیر اخلاقی، کثیف و ناتوان خلاص شویم.

The history proves already, all truths are to be in intense at issue get accepted, and public opinion is the foundation that crooked truth heretical ideas is popular instead autocratically.

تاریخ نشان داده است که همه حقایق باید به شدت مورد بحث قرار گیرند تا مورد قبول قرار گیرند و نظر عمومی پایه ای است که حقیقت کج و ایده های بدعت در برابر اقتدارگرایی محبوب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید