| جمع | depictions |
artistic depiction
تصویرسازی هنرمندانه
accurate depiction
تصویرسازی دقیق
visual depiction
تصویرسازی بصری
The painting provides a vivid depiction of rural life.
نقاشی تصویری زنده از زندگی روستایی ارائه میدهد.
The movie's depiction of the war was praised for its realism.
تصویری که فیلم از جنگ ارائه میداد، به دلیل واقعگراییاش مورد تحسین قرار گرفت.
The novel offers a powerful depiction of human emotions.
رمان تصویری قدرتمندی از احساسات انسانی ارائه میدهد.
Her depiction of the character was both moving and convincing.
تصویری که او از شخصیت ارائه داد هم تاثیرگذار و هم قانعکننده بود.
The artist's depiction of nature was breathtaking.
تصویری که هنرمند از طبیعت ارائه داد نفسگیر بود.
The play's depiction of societal issues was thought-provoking.
تصویری که نمایش از مسائل اجتماعی ارائه میداد، تفکربرانگیز بود.
The documentary's depiction of historical events was accurate.
تصویری که مستند از وقایع تاریخی ارائه میداد دقیق بود.
The novel's depiction of the protagonist's struggles resonated with readers.
تصویری که رمان از مبارزات شخصیت اصلی ارائه میداد با خوانندگان همخوانی داشت.
The artist's depiction of emotions through colors was innovative.
تصویری که هنرمند از احساسات از طریق رنگها ارائه میداد نوآورانه بود.
The film's depiction of friendship was heartwarming.
تصویری که فیلم از دوستی ارائه میداد دلگرمکننده بود.
artistic depiction
تصویرسازی هنرمندانه
accurate depiction
تصویرسازی دقیق
visual depiction
تصویرسازی بصری
The painting provides a vivid depiction of rural life.
نقاشی تصویری زنده از زندگی روستایی ارائه میدهد.
The movie's depiction of the war was praised for its realism.
تصویری که فیلم از جنگ ارائه میداد، به دلیل واقعگراییاش مورد تحسین قرار گرفت.
The novel offers a powerful depiction of human emotions.
رمان تصویری قدرتمندی از احساسات انسانی ارائه میدهد.
Her depiction of the character was both moving and convincing.
تصویری که او از شخصیت ارائه داد هم تاثیرگذار و هم قانعکننده بود.
The artist's depiction of nature was breathtaking.
تصویری که هنرمند از طبیعت ارائه داد نفسگیر بود.
The play's depiction of societal issues was thought-provoking.
تصویری که نمایش از مسائل اجتماعی ارائه میداد، تفکربرانگیز بود.
The documentary's depiction of historical events was accurate.
تصویری که مستند از وقایع تاریخی ارائه میداد دقیق بود.
The novel's depiction of the protagonist's struggles resonated with readers.
تصویری که رمان از مبارزات شخصیت اصلی ارائه میداد با خوانندگان همخوانی داشت.
The artist's depiction of emotions through colors was innovative.
تصویری که هنرمند از احساسات از طریق رنگها ارائه میداد نوآورانه بود.
The film's depiction of friendship was heartwarming.
تصویری که فیلم از دوستی ارائه میداد دلگرمکننده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید