depressurized

[ایالات متحده]/dɪˈprɛʃ.ər.aɪzd/
[بریتانیا]/dɪˈprɛʃ.ər.aɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای کاهش فشار در چیزی
vi. برای تجربه کاهش در فشار

عبارات و ترکیب‌ها

depressurized cabin

کابین غیرفشاردار

depressurized environment

محیط غیرفشاردار

depressurized system

سیستم غیرفشاردار

depressurized air

هوای غیرفشاردار

depressurized tank

مخزن غیرفشاردار

depressurized space

فضای غیرفشاردار

depressurized zone

منطقه غیرفشاردار

depressurized vessel

کشتیران غیرفشاردار

depressurized conditions

شرایط غیرفشاردار

depressurized atmosphere

جو غیرفشاردار

جملات نمونه

the cabin was depressurized during the flight.

کابین در طول پرواز از فشار خارج شد.

they quickly depressurized the tank to prevent an explosion.

آنها برای جلوگیری از انفجار، به سرعت مخزن را از فشار خارج کردند.

the team was trained to handle depressurized environments.

تیم برای مقابله با محیط‌های با فشار پایین آموزش دیده بود.

after the accident, the area was depressurized for safety.

پس از حادثه، به دلیل ایمنی، منطقه از فشار خارج شد.

the technician depressurized the system before maintenance.

تکنسین قبل از تعمیر و نگهداری سیستم را از فشار خارج کرد.

depressurized air can cause rapid temperature changes.

هوا با فشار پایین می‌تواند باعث تغییرات سریع دما شود.

the spacecraft was designed to be safely depressurized.

وسایل نقلیه فضایی به گونه‌ای طراحی شده بودند که بتوان آنها را به طور ایمن از فشار خارج کرد.

they monitored the depressurized state of the chamber.

آنها وضعیت از فشار خارج شده محفظه را رصد کردند.

depressurized conditions can affect equipment performance.

شرایط با فشار پایین می‌تواند بر عملکرد تجهیزات تأثیر بگذارد.

emergency procedures include how to handle a depressurized cabin.

روش‌های اضطراری شامل نحوه مقابله با کابین از فشار خارج شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید