disinform

[ایالات متحده]/ˌdɪsɪnˈfɔːm/
[بریتانیا]/ˌdɪsɪnˈfɔrm/

ترجمه

vt. اطلاعات نادرست ارائه دادن به

عبارات و ترکیب‌ها

disinform the public

گمراه کردن افکار عمومی

disinform the audience

گمراه کردن مخاطبان

disinform the media

گمراه کردن رسانه ها

disinform stakeholders

گمراه کردن ذینفعان

disinform the voters

گمراه کردن رای دهندگان

disinform the community

گمراه کردن جامعه

disinform the employees

گمراه کردن کارمندان

disinform the consumers

گمراه کردن مصرف کنندگان

disinform the citizens

گمراه کردن شهروندان

جملات نمونه

they tried to disinform the public about the new policy.

آنها تلاش کردند تا افکار عمومی را در مورد سیاست جدید گمراه کنند.

it's easy to disinform people through social media.

از طریق رسانه های اجتماعی به راحتی می توان مردم را گمراه کرد.

some news outlets disinform their audience intentionally.

برخی از رسانه های خبری به طور عمدی مخاطبان خود را گمراه می کنند.

the government accused the opposition of trying to disinform voters.

دولت حزب مخالف را به تلاش برای گمراه کردن رای دهندگان متهم کرد.

disinforming the public can lead to a loss of trust.

گمراه کردن افکار عمومی می تواند منجر به از دست دادن اعتماد شود.

it is unethical to disinform people for personal gain.

گمراه کردن مردم برای کسب سود شخصی غیراخلاقی است.

they used fake news to disinform the community.

آنها از اخبار جعلی برای گمراه کردن جامعه استفاده کردند.

disinforming citizens undermines democracy.

گمراه کردن شهروندان، دموکراسی را تضعیف می کند.

we must be vigilant against those who seek to disinform us.

ما باید در برابر کسانی که می خواهند ما را گمراه کنند، هوشیار باشیم.

the campaign aimed to disinform rather than inform.

کمپین به جای اطلاع رسانی، هدف آن گمراه کردن بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید