an encourager
تشویقکننده
encourager in chief
رئیس تشویقکنندگان
being an encourager
تشویقکننده بودن
encourager's role
نقش تشویقکننده
encourager always
تشویقکننده همیشه
encourager present
تشویقکننده حاضر
encourager support
حمایت تشویقکننده
encourager's praise
تعریف تشویقکننده
encourager team
تیم تشویقکنندگان
he is a fantastic encourager, always lifting spirits at work.
او یک تشویق کننده فوق العاده است، همیشه روحیه ها را در محل کار بالا می برد.
the coach served as an encourager, motivating the team to victory.
مربی به عنوان یک تشویق کننده خدمت کرد و تیم را به پیروزی مصمم کرد.
she's a natural encourager, offering support and positive feedback.
او یک تشویق کننده طبیعی است، از حمایت و بازخورد مثبت ارائه می دهد.
we need an encourager to help boost morale after the setback.
ما به یک تشویق کننده برای کمک به افزایش روحیه بعد از شکست نیاز داریم.
being an encourager requires patience and a genuine interest in others.
تشویق کردن صبر و علاقه واقعی به دیگران را می طلبد.
her role as an encourager involved celebrating small achievements.
نقش او به عنوان یک تشویق کننده شامل جشن گرفتن دستاوردهای کوچک بود.
the community sought an encourager to promote local businesses.
جامعه به دنبال یک تشویق کننده برای ترویج کسب و کارهای محلی بود.
he acted as an encourager, providing words of wisdom and support.
او به عنوان یک تشویق کننده عمل کرد و کلمات خردمندانه و حمایت ارائه داد.
an encourager can make a significant difference in someone's life.
یک تشویق کننده می تواند تفاوت قابل توجهی در زندگی یک فرد ایجاد کند.
she is a strong encourager of young artists pursuing their dreams.
او یک تشویق کننده قوی برای هنرمندان جوان است که در حال دنبال کردن رویاهای خود هستند.
the mentor served as an encourager, guiding him through challenges.
راهنما به عنوان یک تشویق کننده خدمت کرد و او را در طول چالش ها راهنمایی کرد.
an encourager
تشویقکننده
encourager in chief
رئیس تشویقکنندگان
being an encourager
تشویقکننده بودن
encourager's role
نقش تشویقکننده
encourager always
تشویقکننده همیشه
encourager present
تشویقکننده حاضر
encourager support
حمایت تشویقکننده
encourager's praise
تعریف تشویقکننده
encourager team
تیم تشویقکنندگان
he is a fantastic encourager, always lifting spirits at work.
او یک تشویق کننده فوق العاده است، همیشه روحیه ها را در محل کار بالا می برد.
the coach served as an encourager, motivating the team to victory.
مربی به عنوان یک تشویق کننده خدمت کرد و تیم را به پیروزی مصمم کرد.
she's a natural encourager, offering support and positive feedback.
او یک تشویق کننده طبیعی است، از حمایت و بازخورد مثبت ارائه می دهد.
we need an encourager to help boost morale after the setback.
ما به یک تشویق کننده برای کمک به افزایش روحیه بعد از شکست نیاز داریم.
being an encourager requires patience and a genuine interest in others.
تشویق کردن صبر و علاقه واقعی به دیگران را می طلبد.
her role as an encourager involved celebrating small achievements.
نقش او به عنوان یک تشویق کننده شامل جشن گرفتن دستاوردهای کوچک بود.
the community sought an encourager to promote local businesses.
جامعه به دنبال یک تشویق کننده برای ترویج کسب و کارهای محلی بود.
he acted as an encourager, providing words of wisdom and support.
او به عنوان یک تشویق کننده عمل کرد و کلمات خردمندانه و حمایت ارائه داد.
an encourager can make a significant difference in someone's life.
یک تشویق کننده می تواند تفاوت قابل توجهی در زندگی یک فرد ایجاد کند.
she is a strong encourager of young artists pursuing their dreams.
او یک تشویق کننده قوی برای هنرمندان جوان است که در حال دنبال کردن رویاهای خود هستند.
the mentor served as an encourager, guiding him through challenges.
راهنما به عنوان یک تشویق کننده خدمت کرد و او را در طول چالش ها راهنمایی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید