entreat

[ایالات متحده]/ɪnˈtriːt/
[بریتانیا]/ɪnˈtriːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

Entreat: التماس کردن، خواهش کردن.
Word Forms
قسمت سوم فعلentreated
شکل سوم شخص مفردentreats
صفت یا فعل حال استمراریentreating
زمان گذشتهentreated

جملات نمونه

entreat a favo(u)r of sb.

درخواست لطف از کسی کردن

I entreated your pardon.

من طلب بخشش شما را کردم.

a message had been sent, entreating aid for the Navahos.

پیامی ارسال شده بود که درخواست کمک برای ناواهوها می‌کرد.

the King, I fear, hath ill entreated her.

بیم آن دارم که شاه با او بدرفتاری کرده است.

The poor mother entreated the teacher to forgive her son.

مادر فقیر از معلم خواست که پسرش را ببخشد.

However much you may entreat him, you will get little or nothing.

مهم نیست چقدر از او درخواست کنید، شما زیاد یا هیچ چیز به دست نخواهید آورد.

She shouldn’t entreat her elder like that.

او نباید با بزرگتر خود به آن شکل درخواست کند.

They entreated and threatened, but all this seemed of no avail.

آنها درخواست و تهدید کردند، اما به نظر می‌رسید که هیچ کدام بی‌فایده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید