gossipmongerings

[ایالات متحده]/ˈɡɒs.ɪpˌmɒŋ.ɡər.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡɑː.sɪpˌmɑːŋ.ɡər.ɪŋ/

ترجمه

n. کسی که شایعات را پخش می‌کند یا در غیبت شرکت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

gossipmongering rumors

شایعات تملق‌آمیز

gossipmongering culture

فرهنگ تملق‌آمیز

gossipmongering behavior

رفتار تملق‌آمیز

gossipmongering media

رسانه های تملق‌آمیز

gossipmongering friends

دوستان تملق‌آمیز

gossipmongering stories

داستان های تملق‌آمیز

gossipmongering circles

گروه‌های تملق‌آمیز

gossipmongering tactics

تاکتیک‌های تملق‌آمیز

gossipmongering incidents

واقعه های تملق‌آمیز

جملات نمونه

gossipmongering can ruin friendships.

پروانه گویی می تواند دوستی ها را خراب کند.

she was tired of the constant gossipmongering at work.

او از غایله های مداوم در محل کار خسته شده بود.

gossipmongering often leads to misunderstandings.

پروانه گویی اغلب منجر به سوء تفاهم می شود.

the community was plagued by gossipmongering.

جامعه مورد آزار و اذیت پروانه گویی قرار گرفته بود.

he decided to avoid gossipmongering to maintain peace.

او تصمیم گرفت از پروانه گویی اجتناب کند تا صلح را حفظ کند.

gossipmongering can be harmful to one's reputation.

پروانه گویی می تواند به شهرت یک فرد آسیب برساند.

they engaged in gossipmongering during their lunch break.

آنها در زمان استراحت ناهار در پروانه گویی شرکت کردند.

gossipmongering is often fueled by jealousy.

پروانه گویی اغلب با حسادت تغذیه می شود.

she regretted her gossipmongering habits.

او از عادت های پروانه گویی خود پشیمان بود.

the internet has made gossipmongering easier than ever.

اینترنت پروانه گویی را آسان تر از همیشه کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید