hisses

[ایالات متحده]/ˈhɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈhɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع hiss; صداهایی که توسط یک شخص یا حیوان تولید می‌شود
v. شخص سوم مفرد hiss; ایجاد صدای جیک‌جیک، معمولاً برای ابراز نارضایتی

عبارات و ترکیب‌ها

cat hisses

گربه صدا می‌کند

snake hisses

مار صدا می‌کند

steam hisses

بخار صدا می‌کند

water hisses

آب صدا می‌کند

air hisses

هوا صدا می‌کند

engine hisses

موتور صدا می‌کند

tire hisses

لاستیک صدا می‌کند

fire hisses

آتش صدا می‌کند

lizard hisses

لاک‌پشت صدا می‌کند

bird hisses

پرنده صدا می‌کند

جملات نمونه

the snake hisses when it feels threatened.

مارمولک وقتی احساس خطر می‌کند، هیس می‌کند.

the cat hisses at the dog to warn it.

گربه به سگ هشدار می‌دهد و هیس می‌کند.

the steam hisses as it escapes from the kettle.

بخار از کتری خارج می‌شود و هیس می‌کند.

she hisses softly to get his attention.

او به آرامی هیس می‌کند تا توجه او را جلب کند.

the radiator hisses when it heats up.

وقتی گرم می‌شود، رادیاتور هیس می‌کند.

the audience hisses in disapproval of the performance.

تماشاگران در اعتراض به اجرا هیس می‌کنند.

the snake hisses loudly as a warning.

مارمولک به عنوان هشدار، بلند هیس می‌کند.

he hisses through his teeth in frustration.

او از روی ناامیدی از روی دندان‌هایش هیس می‌کند.

the wind hisses through the trees at night.

در شب، باد از میان درختان هیس می‌کند.

the kettle hisses to indicate that the water is boiling.

کتلی هیس می‌کند تا نشان دهد آب در حال جوشیدن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید