imbroglios

[ایالات متحده]/ɪmˈbrəʊɡliəʊz/
[بریتانیا]/ɪmˈbroʊɡlioʊz/

ترجمه

n. یک وضعیت پیچیده و گیج کننده

عبارات و ترکیب‌ها

legal imbroglio

مشکلات حقوقی

political imbroglio

مشکلات سیاسی

financial imbroglio

مشکلات مالی

social imbroglio

مشکلات اجتماعی

cultural imbroglio

مشکلات فرهنگی

personal imbroglio

مشکلات شخصی

media imbroglio

مشکلات رسانه ای

ethical imbroglio

مشکلات اخلاقی

business imbroglio

مشکلات تجاری

diplomatic imbroglio

مشکلات دیپلماتیک

جملات نمونه

his life was filled with complicated imbroglios.

زندگی او با گره‌های پیچیده‌ای پر شده بود.

the political imbroglios made it hard to reach a consensus.

مشکلات سیاسی مانع رسیدن به اجماع شد.

she found herself in an imbroglios of her own making.

او خود را در موقعیتی پیچیده و ناشی از خود یافت.

resolving the legal imbroglios took years.

حل مشکلات حقوقی سال‌ها طول کشید.

the story was filled with romantic imbroglios.

داستان با گره‌های عاشقانه پر شده بود.

they tried to navigate the imbroglios of their relationship.

آنها سعی کردند روابط پیچیده خود را مدیریت کنند.

the company's financial imbroglios led to its downfall.

مشکلات مالی شرکت منجر به سقوط آن شد.

his explanations only added to the imbroglios.

توضیحات او فقط به پیچیدگی بیشتر موضوع دامن زد.

finding a solution to the imbroglios was challenging.

پیدا کردن راه حلی برای این مشکلات چالش برانگیز بود.

the novel's plot was a series of imbroglios.

طرح رمان مجموعه‌ای از گره‌ها بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید