implant

[ایالات متحده]/ɪmˈplɑːnt/
[بریتانیا]/ɪmˈplænt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تزریق کردن; کاشتن; جاسازی کردن
n. ایمپلنت; لوله کاشت
vi. پیوند خوردن
Word Forms
زمان گذشتهimplanted
شکل سوم شخص مفردimplants
صفت یا فعل حال استمراریimplanting
جمعimplants
قسمت سوم فعلimplanted

عبارات و ترکیب‌ها

dental implant

ایمپلنت دندانی

implant surgery

جراحی ایمپلنت

breast implant

ایمپلنت سینه

implantable device

دستگاه قابل کاشت

neurostimulator implant

ایمپلنت نورواستاندار

implant rejection

رد ایمپلنت

implant dentistry

دندانپزشکی ایمپلنت

cochlear implant

کاشت حلزونی

pacemaker implant

ایمپلنت ضربان ساز

titanium implant

ایمپلنت تیتانیوم

جملات نمونه

implant hope in the mind

امید را در ذهن بکاشت.

the implant is a ventricular-assist device.

کاشت آن یک دستگاه کمک بطنی است.

implant a pacemaker; implant a drug capsule.

کاشت یک ضربان ساز قلب؛ کاشت یک کپسول دارویی

a dental implant; a subcutaneous implant.

ایمپلنت دندانی؛ ایمپلنت زیر پوستی

habits that had been implanted early in childhood.

عادت‌هایی که در اوایل کودکی کاشته شده بودند.

Hormone implants are used as growth boosters.

کاشت هورمون به عنوان یک عامل افزایش رشد استفاده می‌شود.

Early experiences can implant fears in the subconscious.

تجربیات اولیه می‌توانند ترس‌ها را در ناخودآگاه بکاشتند.

The operation to implant the artificial heart took two hours.

عمل جراحی برای کاشت قلب مصنوعی دو ساعت طول کشید.

In recent years, the application of implant supported denture are more and more widely, the treatment of sclerous tissues in implant surgery is fairly perfect.

در سال‌های اخیر، استفاده از دندان مصنوعی با پشتیبانی ایمپلنت به طور گسترده‌تر شده است، درمان بافت‌های اسکلتی در جراحی ایمپلنت به خوبی انجام می‌شود.

Methods Microscrew implants were implanted below the mandibular first and second premolars of four Beagle dogs as anchorage to intrude the teeth.

روش ها: ایمپلنت های میکروسرخ در زیر دندان های پیشین اول و دوم در فک پایین چهار سگ بیگل به عنوان لنگر برای بیرون راندن دندان ها کاشته شدند.

electrodes had been implanted in his brain.

الکترودها در مغز او کاشته شده بودند.

A dental implant is an artificial tooth root that a periodontist places into your jaw to hold a replacement tooth or bridge.

ایمپلنت دندانی یک ریشه دندان مصنوعی است که یک متخصص لثه آن را در فک شما قرار می‌دهد تا دندان یا پل جایگزین را نگه دارد.

Methods We implanted 1 or 2 fresh wart in medial arm subcuticle.

روش‌ها: ما 1 یا 2 زگیل تازه را در زیر پوست بازوی میانی کاشتیم.

Methods Bone flap of ilium with pedicle of deep iliac cirumflex vascula was implanted at femoral neck fracture of the patients.

روش‌ها: فلپ استخوان لگن با ریشه عروقی ایلیاک عمقی در شکستگی گردن فمور بیماران کاشته شد.

With Experiencable Program Units, implants will make it easier for people to have access to EPU programs.

با استفاده از واحدهای برنامه‌های قابل تجربه، کاشتنی‌ها دسترسی افراد به برنامه‌های EPU را آسان‌تر می‌کند.

The tooth and bone implants were harvested, sutured together, reimplanted, and grown in the omenta for an additional 8 weeks.

دندان و کاشتنی‌های استخوان برداشت شدند، به هم دوخته شدند، دوباره کاشته شدند و به مدت 8 هفته دیگر در غشاء جوفی رشد داده شدند.

Objective To treat atrophic rhinitis by implanting homologue of partly beantigenic dentinum (HPDD) instead of the autogenic bone implantation.

هدف درمان رینیت آتروفیک با کاشتن همولوگ دنتی‌نین نسبتاً غیر ایمنی‌زا (HPDD) به جای پیوند استخوان خودکار.

His Asian handlers control him with a hypnotically implanted trigger, a particular playing card.

افراد آسیایی که او را کنترل می کنند، با یک ماشه کاشته شده به صورت هیپنوتیزم، یک کارت بازی خاص.

The use of gold weight eyelid implant is an established procedure in treatment of lagophthalmos with successful results.

استفاده از ایمپلنت پلک طلایی یک روش اثبات شده در درمان لاگوفتالمو با نتایج موفقیت آمیز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید