lanky

[ایالات متحده]/'læŋkɪ/
[بریتانیا]/'læŋki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور افراطی لاغر و به طرز ناخوشایندی بلند

جملات نمونه

Tom was a lanky boy with long skinny legs.

تام پسری بلند قامت و با اندام باریک بود.

She was transformed from a lanky adolescent into a willowy young woman.

او از یک نوجوان لاغر و دراز به یک زن جوان و خوش اندام تبدیل شد.

In the not too distant future.When the pup had grown lanky and frolicsome—the wolf would return to the mountainside.

در آینده‌ای نه خیلی دور، زمانی که توله سگ بلند قامت و بازیگوش شده بود، گرگ به کوهستان باز می‌گشت.

He was a lanky teenager with long limbs.

او یک نوجوان بلند قامت با اندام‌های بلند بود.

The lanky basketball player easily reached the hoop.

بازیکن بسکتبال بلند قامت به راحتی به سبد رسید.

Her lanky frame made her a natural model.

اندام بلند قامت او باعث می‌شد یک مدل طبیعی باشد.

The lanky cat stretched out lazily in the sun.

گربه بلند قامت به آرامی در آفتاب دراز کشید.

He had a lanky build that made him stand out in a crowd.

او دارای بدنی بلند قامت بود که باعث می‌شد در میان جمعیت خودنمایی کند.

The lanky tree swayed in the wind.

درخت بلند قامت در باد به آرامی تاب می‌خورد.

She had a lanky stride that covered a lot of ground.

گام‌های بلند قامت او مساحت زیادی را پوشش می‌داد.

The lanky giraffe gracefully bent down to drink water.

ژراف بلند قامت به طور ظریف به پایین خم شد تا آب بنوشد.

Despite his lanky appearance, he was surprisingly strong.

با وجود ظاهر بلند قامتش، او به طرز شگفت انگیزی قوی بود.

The lanky palm trees swayed gently in the breeze.

درختان نخل بلند قامت به آرامی در نسیم تاب می‌خوردند.

نمونه‌های واقعی

It means they've got long limbs, lanky.

این به این معنی است که آنها اندام‌های بلندی دارند، بلند بالا.

منبع: English With Lucy (Bilingual Experience)

The last was lanky, less bulky, with untidy, bronze colored hair.

آخرین مورد بلند بالا بود، کمتر حجیم، با موهای نامرتب و رنگ برنزی.

منبع: Twilight: Eclipse

But like a lanky teenager, she's not totally in control of it all just yet.

اما مثل یک نوجوان بلند بالا، هنوز کاملاً بر همه چیز کنترل ندارد.

منبع: "BBC Documentary: The Secret Life of Puppies"

Mr. Sherman was a lanky, lean old man, with stooping shoulders, a stringy neck, and blue-tinted glasses.

آقای شرمن یک مرد پیر بلند بالا، لاغر و خمیده بود، با شانه‌های خمیده، گردنی باریک و عینکی با فریم آبی.

منبع: The Sign of the Four

She looked curiously at this lanky man with his bony stooped shoulders, his pinkish hair and calm unwavering eyes.

او با کنجکاوی به این مرد بلند بالا با شانه‌های استخوانی خمیده، موهای صورتی و چشمان آرام و مصمم نگاه کرد.

منبع: Gone with the Wind

Lovat was tall, lanky, outrageously handsome and romantic, with a castle towering above the river at Beauly, near Inverness.

لووات قدبلند، بلند بالا، بسیار جذاب و رمانتیک بود، با قلبی که بالای رودخانه در بیولی، نزدیک اینورنس، قرار داشت.

منبع: The Economist - Comprehensive

But if he's hairy, he's probably manly. Another expression, " lanky" . " Oh, he's tall and lanky."

اما اگر پشمالو باشد، احتمالاً مردانه است. عبارت دیگر، "بلند بالا". "او بلند و بلند بالا است."

منبع: Engvid-Emma Course Collection

That would explain the lanky Negro's dollar.

این توضیح می‌دهد که چرا دلار یک مرد سیاه پوست بلند بالا.

منبع: The Woman at the Bottom of the Lake (Part 2)

A lanky Negro came out of a glassed-in office and looked the Chrysler over.

یک مرد سیاه پوست بلند بالا از یک دفتر شیشه‌ای بیرون آمد و به کرایسلر نگاه کرد.

منبع: The Woman at the Bottom of the Lake (Part 2)

The lanky form was that of Physician Vilbert, who had been called in by Arabella.

آن شکل بلند بالا متعلق به دکتر ویلبرت بود که توسط عربلا احضار شده بود.

منبع: Jude the Obscure (Part Two)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید