lousiest

[ایالات متحده]/[ˈlaʊsɪst]/
[بریتانیا]/[ˈlaʊsɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.بدترین؛ ترسناک‌ترین؛ ناخوشایند؛ غیرقابل تحمل.
adv. به بدترین شکل ممکن؛ به شدت.

عبارات و ترکیب‌ها

lousiest weather

بدترین هوا

felt lousiest

بدترین احساس را داشتم

lousiest job

بدترین شغل

lousy food

غذاهای نامرتب

lousy service

خدمات نامناسب

lousy idea

ایده‌ی نامناسب

lousy singer

خواننده نامناسب

lousy performance

اجرای ضعیف

lousy deal

معامله‌ی نامناسب

جملات نمونه

that was the lousiest hotel room i've ever stayed in.

آن افتضاح‌ترین اتاق هتلی بود که تا به حال در آن اقامت کرده‌ام.

i thought the movie was the lousiest thing i'd seen all year.

فکر می‌کردم آن افتضاح‌ترین فیلمی بود که در طول سال دیده‌ام.

he gave us the lousiest service imaginable at the restaurant.

او در رستوران، افتضاح‌ترین خدمات ممکن را به ما ارائه داد.

the weather was the lousiest we've had in a long time.

هوا افتضاح‌ترین هوایی بود که در مدت طولانی تجربه کرده‌ایم.

it was the lousiest performance by a band i've ever witnessed.

این افتضاح‌ترین اجرشی بود که تا به حال شاهد یک گروه موسیقی بوده‌ام.

we had the lousiest time trying to find a parking spot.

ما زمان افتضاحی را صرف پیدا کردن جای پارک کردیم.

the food at the cafeteria was the lousiest i could imagine.

غذا در کافیتری افتضاح‌ترین چیزی بود که می‌توانستم تصور کنم.

it was the lousiest excuse he'd ever come up with.

آن افتضاح‌ترین عذری بود که تا به حال به آن فکر کرده بود.

the instructions were the lousiest and completely confusing.

دستورالعمل‌ها افتضاح و کاملاً گیج‌کننده بودند.

that was the lousiest decision the company could have made.

آن افتضاح‌ترین تصمیمی بود که شرکت می‌توانست بگیرد.

it was the lousiest day i'd had in weeks.

آن افتضاح‌ترین روزی بود که در هفته‌ها تجربه کرده بودم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید