rancid

[ایالات متحده]/ˈrænsɪd/
[بریتانیا]/ˈrænsɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای بوی کهنه یا فاسد یا طعمی به دلیل فساد، به ویژه از غذاهای چرب؛ دارای بوی یا طعمی یادآور چربی فاسد.

عبارات و ترکیب‌ها

rancid butter

کره کهنه و بدبو

جملات نمونه

a rancid, cloying odour that made him nauseous.

بوی زننده و فاسدی که او را مسموم کرد.

his columns are just rationales for every kind of rancid prejudice.

این ستون‌ها صرفاً توجیهاتی برای هر نوع تعصب نفرت‌انگیز هستند.

The traits measured on fat samples were intensity smell, meat smell, subacid smell, rank pig smell, rancid smell, and off smell.

ویژگی‌های اندازه‌گیری شده در نمونه‌های چربی شامل شدت بو، بوی گوشت، بوی نیمه‌اسیدی، بوی خوک بدبو، بوی بدبو و بوی نامطبوع بود.

the rancid smell of spoiled milk

بوی بدبو و فاسد شیر

the rancid taste of old nuts

طعم بدبو و کهنه آجیل

the rancid odor of rotten fruit

بوی بدبو و فاسد میوه

the rancid flavor of expired yogurt

طعم بدبو و منقضی شده ماست

the rancid condition of old cooking grease

وضعیت بدبو و کهنه چربی سرخ کردنی

نمونه‌های واقعی

Some opponents fret that people will end up eating rancid meat.

برخی از مخالفان نگرانند که مردم در نهایت روی روغن چرب و کهنه غذا خوردند.

منبع: The Economist (Summary)

As tough as my shell can get, delicate oils found within the lobes can go rancid fairly easily.

با وجود اینکه پوسته من می‌تواند سخت باشد، روغن‌های ظریف موجود در لوب‌ها می‌توانند به راحتی چرب و کهنه شوند.

منبع: Reader's Digest Anthology

And that they were very fond of a sauce called garum, made from the squeezings of rancid fish guts.

و آن‌ها علاقه زیادی به سسی به نام گاروم داشتند که از فشردن اندام‌های ماهی چرب و کهنه تهیه می‌شد.

منبع: The rise and fall of superpowers.

And the researchers note that the Penicillium microbes that turn coconut oil rancid are also involved in the production of blue cheese.

و محققان خاطرنشان می‌کنند که میکروارگانیسم‌های Penicillium که باعث چرب و کهنه شدن روغن نارگیل می‌شوند، در تولید پنیر آبی نیز نقش دارند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation July 2015

Well, I'm not being rude but you're a rancid Barbie!

خب، قصد بی‌احترامی ندارم، اما شما یک باربی چرب و کهنه هستید!

منبع: Miranda Season 3

" Rancid" , great word, " rancid" , again, meaning disgusting.

«چرب و کهنه»، کلمه عالی، «چرب و کهنه»، دوباره، به معنای نفرت انگیز.

منبع: Engvid-Benjamin Course Collection

It smells like nothing, but death, like rancid death.

بوی هیچ ندارد، اما بوی مرگ می‌دهد، مانند مرگ چرب و کهنه.

منبع: Global Food Tasting (Irish Accent)

Some other vocabulary. We have rancid.

واژگان دیگر. ما چرب و کهنه داریم.

منبع: English With Lucy

You could also use the adjective " rancid" when talking about butter.

همچنین می‌توانید از صفت «چرب و کهنه» هنگام صحبت در مورد کره استفاده کنید.

منبع: 2009 ESLPod

Altering a single chemical bond can shift a scent from sweet to rancid.

تغییر یک پیوند شیمیایی می‌تواند عطر را از شیرین به چرب و کهنه تغییر دهد.

منبع: The Economist Science and Technology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید