relinquisher

[ایالات متحده]/[rɪˈlɪŋwɪʃə(r)]/
[بریتانیا]/[rɪˈlɪŋwɪʃər]/

ترجمه

n. فردی که چیزی را تسلیم می‌کند؛ کسی که یک دعوی یا حق را ترک می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

relinquisher of power

شخصی که قدرت را تسلیم می‌کند

former relinquisher

پیشین تسلیم‌کننده

relinquisher's rights

حقوق تسلیم‌کننده

relinquisher's duty

وظیفه تسلیم‌کننده

relinquisher's role

نقش تسلیم‌کننده

جملات نمونه

the former ceo was a reluctant relinquisher of power.

رئیس اجرایی سابق یک فرد ناگوار در رها کردن قدرت بود.

he became a willing relinquisher of his old habits.

او به یک فرد خوشحال در رها کردن عادت‌های قدیمی خود تبدیل شد.

the relinquisher signed the deed, transferring ownership.

رها کننده قرارداد را امضا کرد و مالکیت را منتقل کرد.

she is a key relinquisher in the negotiation process.

او یکی از افراد کلیدی در فرآیند مذاکره است.

the relinquisher felt a sense of liberation after leaving.

رها کننده پس از رفتن احساس آزادی کرد.

he was the primary relinquisher of responsibility for the project.

او مسئول اصلی رها کردن مسئولیت پروژه بود.

the relinquisher’s decision surprised everyone involved.

تصمیم رها کننده تمام افراد مرتبط را شگفت‌انگیز کرد.

becoming a relinquisher of control can be difficult.

شدن یک رها کننده کنترل می‌تواند دشوار باشد.

the relinquisher sought a fresh start in a new city.

رها کننده به دنبال شروعی جدید در یک شهر جدید بود.

he was a selfless relinquisher, putting others first.

او یک رها کننده بی‌خود بود که دیگران را در اولویت قرار می‌داد.

the relinquisher carefully considered all options before acting.

رها کننده قبل از عمل، تمام گزینه‌ها را با دقت در نظر گرفت.

she is a strategic relinquisher, knowing when to let go.

او یک رها کننده استراتژیک است که می‌داند چه زمانی باید رها کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید